مىكنند و به عربى و فارسى ، هردو ، شعر مىسرايند . فقط در نيمهء دوم سدهء سامانيان زبان فارسى به نثر علمى راه مىيابد . در اينجا ، با مقايسه با آل بويه در باختر ايران ، يك وجه تمايز اساسى به چشم مىخورد : هرچند آل بويه مقارن نيمه سدهء 4 ه ، يعنى خيلى ديرتر از سامانيان ، به قدرت رسيدند ، اقتدار آنان تا قلب دولت خلفا نفوذ يافت ، آرى ؛ شيعههاى ايرانى خليفه را زير سلطهء خود دارند كه چون عروسكى آلت دست آنان مىشود . لكن ، بغداد ، كه در نزديكى آنهاست ، از لحاظ فرهنگى ، چنان آنها را به عربيت گرايش مىدهد كه در باختر ايران ، تا ديرگاه ، از ادبيات فارسى درى اثر قابل ذكرى مشهود نيست . در اينجا ، بايد دوباره اشاره كنيم كه ادبيات فارسى درى ، در بدايت خود ، بدون توجه كافى به ادبيات تازى كه به موازات آن پيش مىرود ، چنانكه شايد و بايد ، قابل درك و ارزشيابى نيست . مؤلفات ايرانىنژادهايى كه به تازى نويسندگى مىكنند ، در حقيقت ، پديدههاى يك ادبيات واحد است كه به دو زبان نوشته شده است ؛ ولى ، با اين سخن هنوز حق مطلب ادا نشده : ما هرگز نبايد از نظر دور بداريم كه نفوذ ايرانيان بر مؤلفان تازى ، بشخصه ، تا چه حد قابل ملاحظه بوده است .
دنباله يافتن ادبيات تازى معاصر در شعر شاعران ايرانى ؛ سجيهء اين ادبيات ؛ خطوط و مشخصات اصلى قديمترين دورهء نظم فارسى درى
بىفايده نيست كه در اينجا ، همراه با برتلس كه من در اينجا از رسالهاش تحت عنوان شعر فارسى در بخارا « 1 » پيروى مىكنم ، به ماهيت شعر ايرانى با روش و اسلوبى كه حاضر به همكارى با تازيان است و در عهد سامانيان شكل كاملا مشخصى به خود گرفته توجه بيشترى معطوف گردد . مبادى و نخستين دوران شكوفايى آن مصادف با اوايل و اواسط عهد عباسيان است ( 750 - 1000 م ) . ايرانيان چيزهايى از تازيان ياد مىگيرند ؛ ولى ، در مقابل ، چيزهايى هم به آنان مىآموزند و اديبان تازىنويسى كه ايرانيان در ميان فرزندان آب و خاك خود دارند ، بيش از همه ، بر ادبيات دورهء عباسى تأثير مىكنند - تأثيرى كه به هيچوجه نمىتوان آن را ناچيز شمرد . در موارد بسيارى ، آنچه اخذ مىكنند در حقيقت همان است كه خود بخشيدهاند و يا هنوز هم مىبخشند . مراحل نخستين ادبيات فارسى درى مصادف با زمانى است كه وضع اقتصادى تازيان چنان دگرگون شده كه عربهاى باديهنشين ، كه شهرنشين شدهاند ، از قصيدهء بدوى ، يعنى جلوهگاه واقعى ادبيات اصيل و ملى خود ، بيگانه شدهاند . نمونههاى قديمى ،
هامش
( 1 ) .Persidskaja Peozija v Buchare