عين حال ، كهنترين قطعات را كه سخت آسيب ديده بازسازى كرده است . اين مواد عبارت است از دو شعر از شاعرانى ناشناخته ، مربوط به پيش از سال 21 ه ، كه هردو مبتنى بر قافيه و شمارهء هجاهاست . يكى از آنها يك مثنوى از دوران متأخر فارسى ميانه و ديگرى مسمطى از صدر دوران فارسى درى است . بنابراين ، دو مرحلهء زبان ، كه بىشك تقريبا همزمان و از لحاظ عروضى با يكديگر مطابق است ، ظاهر مىشود كه اولى در آستانهء افول و دومى در حال طلوع است و اين خود نشانهء بارزى از استمرار و پيوستگى است . آنچه بعدا جلب توجه مىكند اين است كه مبناى هجايى شعر فارسى درى ، در اواسط سدهء 3 ه ، در برابر مبناى كمّى شعر عربى عقبنشينى آغاز مىكند كه ، البته ، در ابتداى امر ، بهطور كامل ، شامل قواعد تخلفناپذيرى كه بعدا وضع شده نيست ؛ ولى ، در همان نيمهء دوم اين قرن ، نقايص موجود بر طرف مىشود و اين همه ، پيشرفت گرايش به عربيت را به خوبى مجسم مىسازد . تمام آنچه را در روايات راجع به تعيين سنوات ذكر شده نمىتوان بدون ايراد و انتقاد و تصحيح پذيرفت . اين معنى ، در وهلهء اول دربارهء ابو حفص حكيم سغدى صادق است . در اين مورد ، رمپيس 22 ، باتوجه به اينكه وجود مصرع دوازده هجايى در سدهء 3 ه ديگر به هيچوجه قابل قبول نيست ، سال آن را ( با اتكا به قسمتى از سنت ) سدهء 1 ه تعيين مىكند كه صحيح است . سه مصراع كوچك هجوآميز از يزيد بن مفرغ حميرى را بايد قديمترين سندى دانست كه تعيين تاريخ آن با قطع و يقين ميسر است .
از آنجا كه شاعر به سال 68 ه در گذشته ممكن است قدمت آنها به زمان خلافت معاويهء اول ( 60 - 41 ه ) برسد . چهار مصرعى هم كه طبرى آورده عبارت از هجويهء نيشدارى است كه مردم بلخ ، به مناسبت شكست اسد بن عبد اللّه ، به سال 119 ه ، بدان ترنم مىكردند 23 . در هر دو موردى كه بدان اشاره شد ، كلمهء قافيه در تمام ابيات مشترك است و مصرعها هفت يا هشت هجايى است كه محتملا با يك وقف قابل تقسيم است ؛ ولى ، به هيچوجه ، نبايد آنها را با رجز عربى مقايسه كرد . اين شكل ، از هر لحاظ ، با قالبى كه در بالا آمد مطابق و مخصوصا از آن جهت باارزش است كه اين نظام ، هم داراى جنبهء ادبى و هم عاميانه است و بنابراين هردو ، فنون سنتى فارسى ميانه را ادامه مىدهند . اين جنبهء اصيل ملى و عاميانه اهميت ديگرى نيز دارد كه ناگزير بايد با تأكيد بيشترى به آن اشاره كنيم و آن مضمون اشعار است و اهميتش از اينروست كه ، چنانكه برمىآيد ، مسير متمايل به عربيت و نيز نوشتههاى عربى بنفسه از اين مضامين سخت متأثر بوده ؛ ولى ، ديرى نمىپايد كه ، در آثار بعدى ( 800 - 900 ) ، وزن و قافيه ، هردو ، به تمايل به عربيت گردن مىنهد . مورد بعدى تا حدى دستخوش ابهام است : با آنكه
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: يان ريپكا
ص١٩٨