تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
مىتوان در مورد يك شعر بهرام گور « 1 » دريافت كه در اصل هجايى بوده و بعدها تصحيف شده و به‌صورت كمّى درآمده است .

تسلسل بلاانقطاع ادبيات ، مؤلفان ايرانى در ادبيات تازى ( 750 - 850 )

نه پيش از مبدأ تاريخ ، كه مقصود از آن در اين‌جا تهاجم تازيان است ، و نه از دوران پس از آن ، اخبار و روايات زيادى نمانده و آنچه در دست است ، به مراتب ، كم‌تر از اندازهء مطلوب است . با اين همه ، كم‌ترين ترديدى در پيوستگى اين دو مرحله روا نيست ؛ زيرا ، ارتباط شعر فارسى درى با شعر فارسى ميانه بلافصل است و بين آن‌دو هيچ‌گونه انقطاعى وجود ندارد و به فرض هم كه از موجوديت شعر فارسى هيچ‌گونه خبرى در دست نمىداشتيم ، ناگزير بوديم كه تعبدا آن را بپذيريم ؛ زيرا كم‌ترين تأمل بر اين احتمال كه قريحهء شاعرى كه ايرانيان پس از قبول اسلام از خود نشان مىدهند ناگهانى و فقط در اسلام و بر اثر عنايات تازيان پديد آمده ، قلم بطلان مىكشد . ما ، منتهى ، مىتوانيم هم‌آواز با رومر 26 تصديق كنيم « كه افزايش نفوذ تازيان وسيلهء تشحيذ قريحهء ايرانى گشته تحرك تازه‌اى به وجود آورد » ، ولى ، حتى اين نيز زايد است ، زيرا عدم تناسب متقابل دو دوره صرفا يك اشتباه بصرى است كه منشأ آن نقصان منابع ما از يك دوره و وفور آن از دورهء ديگر است . مكمل اين فرضيه گزارش‌ها و نتيجه‌گيرىهايى از دوران اوليهء ادبيات تازى است . ايرانىها در زمينه‌هاى بسيار گوناگون ادبيات اوليهء تازى و من‌جمله هنر شاعرى آن همكارى داشته‌اند . « عصر طلايى » ادبيات عرب در دوران شكوفايى فرهنگ عباسيان ( تقريبا 750 - 850 ) به اوج خود مىرسد و ايرانيان در آن سهمى به‌سزا دارند ، زيرا شخصيت‌هايى چون عبد اللّه بن مقفع نثرنويس ( مقتول مقارن سال 142 ه ) ؛ ابو حنيفه ، قاضى و نخستين امام از ائمهء چهارگانه‌اى اهل سنت و جماعت ( وفات مقارن 15 ه ) ، و سيبويه ، دانشمند علم نحو ( وفات بين : 194 - 166 ه ) ؛ و بشّار بن برد ، شاعر شكاك و هجانويس ( مقتول به سال 167 ه ) ؛ ابو نواس شاعر ( وفات : 198 ه ) 27 و برخى ديگر از درخشان‌ترين چهره‌هاى آن به شمارند .
هامش
( 1 ) . ص 195 .