ترتيب ، ايرانيان ، اندكاندك ، با آيين تازه آشتى كردند ، ولى بر از دست رفتن استقلال و مليت خود هرگز صحه نگذاشتند .
اين نظر كه ستارهء ادبيات كهن پيش از طلوع ادبيات جديد افول كرده بود ، يعنى تهاجم تازيان رشتهء ادبيات فارسى را گسيخته و خلأى به طول دستكم صد و پنجاه سال ، اگر بيشتر نباشد ، ايجاد كرده ، اشتباهى بس عظيم است . سنتهاى كهن ادبى از دست نرفت و به موجوديت خود ادامه داد ( پارهاى از اصطلاحات شاعرانه كه مورد اقتباس گزنفون 11 قرار گرفته از دوران باستانى هخامنشى گذشته ، و با طى دورهء ساسانيان ، تا دوران شيوههاى مرسوم در فارسى درى و عصر جديد ادامه مىيابد ) . ادبيات فارسى ، بدون هيچگونه اشكالى ، در دست روحانيان و مؤمنان زرتشتى به راه خود ، البته با جنبهء دينى ، ادامه مىدهد ، و درعينحال ، مراحل اوليهء ادبيات فارسى درى نيز آغاز مىگردد ؛ چنانكه از ادبيات فنى فارسى درى حقيقتا مداركى از سدهء 1 ه در دست است . از سوى ديگر ، جاى هيچ ترديدى نيست كه ادبيات عاميانه نيز به راه خود ادامه مىدهد . بايد درنظر داشت كه ملت ، يعنى قاطبهء مردم ، اختصاصات خود را حفظ كرده به شيوهء خاص خود به زندگى ادامه مىداد ، زيرا جامعه حتى يك لحظه هم از زبان مادرى خود غافل نماند ؛ ادامهء اين هردو ( يعنى حيات ادبيات فنى به سبك و شيوهء كهن ، كه با گذشت زمان ريشه گرفته ، و شعر عاميانه ) واقعيتى است كه همواره بايد در مدنظر داشت ، زيرا بطلان تصور « زادن مجدد » ادبيات فارسى را مدلل مىسازد و آن را در رديف توهمات دورانهاى بعدى قرار مىدهد . محتمل هست كه نومسلمانان ، به زودى ، شروع به نوشتن به خط عربى كردند و اين خود ، از يك سو ، نشانهء بندگى ، و از سوى ديگر ، دال بر فعاليت واقعبينانهء آنان است . خط عربى ، نسبت به خط فوق العاده درهمپيچيدهء پهلوى ، كاملتر و در نتيجه دستافزار بهترى براى پيشرفت بود . سومين سبك ، كه نمايندگان آن مشتركا دستگاههاى ادارى قديم و جديد و همچنين نجيبزادگان حاضر به همكارى با تازيان بودند ، از مخدومان جديد پيروى مىكند ( مگرنه ملت را حد آن نبود كه زبان عربى بداند ) و ، از يك سو ، به وسيلهء فعاليت مستقيم در زمينهء ادبيات عرب ، و از سوى ديگر ، به وسيلهء گرايش دادن فارسى به عربى عرض اندام مىكند ؛ ولى ، هيچيك از اين دو مورد بلافاصله پس از شكست انجام نمىگيرد . شركت ايرانيان در نهضت ادبيات عرب متضمن مزايايى بود . مقام بلندى كه هنر شاعرى نزد تازيان داشت براى ايرانيان بهترين وسيله بود كه پارهاى از آنان بتوانند با اشتغال به شاعرى و پارهاى ديگر با ذكر اشعار عربى به بيان جلى وهن 12 همرديفى
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: يان ريپكا
ص١٩٣