اول ، مناطق غربى كه به مراكز تازيان نزديك و يا نزديكتر بود از پاى درآمد ، درحالىكه ، نواحى ساحلى درياى خزر مدتها استقلال خود را نگاه داشت ؛ ولى ، موقعيت آنها اجازه نمىداد كه بتوانند بهصورت مركزى براى ايجاد تحول در حيات فرهنگى ايران درآيند . خراسان وسيع و دورافتاده ، دوشادوش آسياى مركزى و سرزمين صعب العبور فارس ، نقشى از همه مهمتر ، ولى متفاوت داشت . شمال شرق ، كه به سرسختى در برابر امويان ايستادگى كرده بود ، پايگاه اصلى عباسيان گشت كه در نتيجهء به قدرت رسيدن آنان عنصر ايرانى به نفوذ قاطعى در حيات فرهنگى دولت خلفا دست يافت . گزارشى كه راجع به كتابخانهء « ايرانى » در مرو ، در اوايل سدهء 3 ه ، در دست است گواهى بر دوام معارف گذشته است . دانشمندان تازى نيز آشنايى با ذخاير اين كتابخانه را از ضروريات حتمى مىدانستند . فارس كوهستانى ، كه به ظاهر چندان جنگجو نيست ، در صيانت فرهنگ كهن به غايت محافظهكار است . آتشكدهها و جشنهاى نجيبزادگان سرشار از احساسات ملى ، همراه با تمامى سنتهاى باستانى آن ، پابرجا مىماند و اين منطقه بهصورت پناهگاهى براى پارهاى يادبودها كه با گذشتهء ايران ارتباط داشت درمىآيد . حصن الجص ، واقع در ناحيهء ارجان ، هنوز در سدهء 4 ه وجود داشت . چنانكه شايع است ، در اين دژ ، نسخههايى خطى ، شامل تاريخ و عكس شاهان ايرانى و بزرگان طراز اول كه همگى آتشپرست بودند ، و موبدان و جز آنها ( يعنى همانها كه تصاويرشان بر صخرههاى شاپور منقوش است ) ، به امانت گذاشته شده بود و دژنشينان را در محافظت آن اهتمامى تام بود .
اينوسترانسف و كريستنسن آنچه را استخرى در اينباره آورده چنين تعبير مىكنند ؛ ولى ، بارتولد « 1 » 6 ، بر خلاف آنان ، ترديد دارد كه استخرى منظورش وجود يك كتابخانه يا يك بايگانى در اين دژ بوده باشد . به نظر وى ، دليلى در دست نيست كه تازيان درصدد نابود كردن فرهنگ باستانى برآمده باشند تا پنهان كردن آن در دژها ضرورتى يافته باشد ، بلكه مقصود استخرى يادداشتهايى بوده است كه ضمن تدريس شفاهى تدوين مىشده . ولى ، به نظر بارتولد ، يك چنين مدرسهاى هم براى صيانت سنت اصيل ملى حائز اهميت بوده است .
بالاخره و در پايان ، هرسه محقق در اينباره متفقاند كه اين روايات ، از لحاظ تاريخچهء نگهدارى سنتهاى حماسى و تاريخى ، حائز اهميت فوق العاده است . بدين ترتيب ، اين سنتها ، كه روحانيان فارسى در زنده نگهداشتن و نجيبزادگان محافظهكار شهرستانى در حفاظت آن كوشا بودهاند ، قرون متمادى پس از انقراض ساسانيان موجوديت خود را به
هامش
( 1 ) .W . Barthold