به نيروى سرسختى و عنادى انعطافناپذير بود كه روحانيان بر آن دامن مىزدند . اينان ، هرچند اقتدار بلامعارض گذشته را از دست داده بودند ، نفوذ خود را كاملا حفظ كرده بودند . چنانكه شپولر 4 با قاطعيت ثابت مىكند « يك سائقهء درونى و واقعى لازم بود تا آيين زرتشتى را بالقطع ريشهكن سازد . عرفان و ، همچنين ، اخلاق مذهبى شيعه در مبارزات خود با حكومت آن دوران منشأ چنين سائقهاى بود » .
با همهء « نفوذ مسالمتآميز » اسلام نمىتوان كشور اشغالشده را سرزمين صلحوصفا پنداشت . در واقع ، غالبا ، هردو جانب به افراطكارىهاى تعصبآميز مبادرت مىكردند .
مهاجرت « 1 » جمع كثيرى از پيروان آيين زرتشتى ، در سالهاى 682 و 697 5 ، به جزيرهء هرمز يا جزيرهء ديو « 2 » و ، بعد از آنجا ، به سنجان ، كه در تاريخ آمده ، به هيچوجه ، تصادفى نيست . در خلال اين احوال ، اسلام توانست ، با گذشت زمان ، چنان استوار ريشه گيرد كه سرانجام از گذشته جز يادگارىهايى بىروح بهجاى نماند ؛ ولى ، به زودى آشكار شد كه يك فرهنگ به غايت پيشرفته عاملى چنان نيرومند است كه محال است در پردهء استتار بماند و يا سرانجام از ميان برود . در اين مورد ، مشابهتى با اين مضمون در ميان است كه « يونان مغلوب بر پيروزمندان وحشى غالب آمد و هنر را به سرزمين لاتيوم آورد . » « 3 » هرچند انقياد سياسى ايران در مدت زمانى كوتاه جامهء عمل پوشيد ، ولى برترى فرهنگى ايرانيان برجاى ماند و حداكثر صورت ظاهر خود را تغيير داد . سازمان كهن اجتماعى مدتها پاييد . نظام ادارى ساسانى و گردانندگان آن موجوديت خود را نگاه داشتند . دفاتر مالياتى ، هنوز نيم قرن پس از تهاجم تازيان ، به زبان فارسى تنظيم مىشد ، زيرا تازيان بدوى و بىفرهنگ كفايت تأسيس ادارات لازم را نداشتند .
فرهنگ باستانى و مداومت آن
قدرت دفاعى عناصر ملى با وضع جغرافيايى محل سكونت آنان بستگى داشت . البته ، در وهلهء
هامش
( 1 ) . مؤلف براى اين مهاجرت اصطلاحExodus، عنوان فصل دوم كتاب مقدس ( سفر خروج ) را استعمال كرده كه اشاره به مهاجرت فرزندان اسراييل از مصر است .
( 2 ) .Diu، مستعمرهء سابق پرتغال ، واقع در شمال غربى هند ، در جنوب شبه جزيرهء كاتيهاوار ، مأخوذ از دايرة المعارف فارسى .
( 3 ) . مصرعى است از كتابEpistulae( نامهها ) ( 2 ، 1 ) تأليفHoraz، شاعر رومى ، ( 8 / 12 / 65 - 27 / 11 / 8 ق م ) . در متن اصلى ، اين مصرع بدون هيچگونه تفسيرى عينا به لاتينى نقل شده است . مقصود از آن ، چنانكه پيداست ، اين است كه هرچند روميان به نيروى اسلحه بر يونانيان پيروز شدند ، ولى ، خود مقهور فرهنگ آنان گشتند . اين مصرع مبين تجليلى است كه شاعر از فرهنگ يونانى مىكند همچنان كه نقل آن در اينجا حاكى از بزرگداشت فرهنگ ايران از طرف مؤلف است . مقصود از لاتيوم ( اصل لاتينى :( Latioسرزمينهاى تاريخى ايتالياى مركزى در كرانهء درياى مديترانه است .