اين عوامل ، از پايين ، و تحولات دربارى ، از بالا ، موجبات سقوط را فراهم ساخته بود . علاوهبر اينها ، شهسوارى كه قوام دولت ساسانى بر آن بنياد نهاده شده بود ، از مدتى پيش از آن ، در برابر قدرت شاه در حال عقبنشينى بود . تهاجم تازيان جنبهء تسخيرى داشت و ناشى از اتحاد آنان تحت رهبرى اشرافيت بازرگانى بود كه زير لواى اسلام متفق گشته بودند . بيهوده نبود كه مهاجمان مستمند كشورهاى سرشار از ثروت و ذخاير گوناگون را برمىگزيدند . عنان يغماگرى در دوران بنى اميه نيز باز كشيده نشد و فشار بر ملت ، از آن هم كه بود ، افزونتر گشت . ديرى نپاييد كه معلوم شد كه تساوى حقوقى كه از طرف اسلام اعلام شده بود مورد توجه خلفا نبوده تودهها و قاطبهء مردم ، كماكان ، به عنوان دريافت ماليات ، تارج مىشدند ؛ زيرا ، سران جديد ، زير پرچم ديگرى ، دنبالهء فئوداليسم عصر ساسانى را گرفته بودند : استبداد ساسانى در دوران خلافت بهصورت يك حكومت فئودال دينى درآمد . انديشهء دموكراسى دينى ناگزير به اين وضع گردن نهاد ، و درعينحال ، نجباى كهن را برانداخت . شهسوارى ساسانى را نه تازيان خوش داشتند نه اسلام . از اينرو ، اين شهسوارى اندكاندك به طبقات پست روى آورد ؛ به ويژه آنكه ، بر اثر بزرگ شدن شهرها ، بهطور كلى ، به تنگنا افتاده بود 1 . پس از آنكه در نتيجهء قيام ايران شرقى به رهبرى ابو مسلم قدرت به عباسيان منتقل مىشود ، نفوذ ايرانى در مسايل خلافت منشأ تأثيرات پردامنهاى مىگردد ، وضع اقتصادى ايران نيز بهتر مىشود ؛ ولى ، در احوال مملوكان كشاورز مطلقا تغييرى رخ نمىدهد و دهقانان ، پىدرپى ، به شورش برمىخيزند 2 .
هرچند كه پيروزى تازيان دولت ساسانيان را برانداخت ، لكن ؛ به فرهنگ ايرانى به هيچ وجه خللى وارد نياورد . اين شكست ، بىگمان ، بزرگترين تحول در سراسر تاريخ ايران بود :
پارهاى چيزها نابود شد و پارهاى ديگر بهصورت تازهاى درآمد . با اين همه ، روا نيست كه گناه اين ادبار را يكسره متوجه مهاجمان و اشغالگران سازيم . بايد انصاف داد و عواقب ناشى از دگرگونى كامل اوضاع و ، همچنين ، ايرانيان نومسلمان را ، بنفسه ، منشأ بخش بزرگى از زيانهاى فرهنگى شمرد و حتى نبايد در پيروزى تازيان فقط به مضرات و آفات آن نگريست .
ذره 3 تصريح مىكند كه خلافت ، با بههم پيوستن سرزمينهاى مختلف ايرانى و ايجاد ارتباط اقتصادى بين آنها ، منجمله مناطقى كه در آن زبانهاى ديگر ايرانى رواج داشت ، به اشاعهء زبان فارسى كمك كرد .
تازيان ارمغانى جز دين به همراه نداشتند ، بر خلاف ايرانيان كه - پس از فاجعهاى كه
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: يان ريپكا
ص١٨٨