مدتهاى دراز توان آن را نداشت و ، بدين ترتيب ، واضح مىگردد كه تهاجم مغولان دوران ادبى نوينى به وجود مىآورد .
از زمان امير خسرو دهلوى به بعد ، به دو سبك فوق سبك « هندى » ( به اصطلاح امروزى ) 109 نيز افزوده مىشود كه مقتضيات زمان و مكان توأما آن را ايجاب مىكند ، بدون آن كه اين مقتضيات دامنهء آن را محدود سازد . اين سبك بيشتر در دوران صفويه ، يعنى خيلى ديرتر ، در خراسان و تركستان و عراق شيوع يافت و چون سيلى خروشان راه خود باز كرد تا اينكه ، در نيمهء دوم سدهء هيجدهم ، براى هميشه ، از ايران رخت بربست .
هم سبك خراسانى و هم عراقى ، تا دوران ما ، و درعينحال مستقل از زمان و مكان و فقط به اقتضاى رغبت و ذوق شخصى به كار مىرود و ، در نتيجه ، گاهى نيز بههم مىآميزد . به عنوان مثال ، مىتوان شاعران مهمى را از دورهء رنسانس عهد قاجاريه چون صبا ، شيبانى ، كاشانى ، مجمر ، و سروش اصفهانى و قاآنى شيرازى نام برد كه ، با اينكه همگى از نيمهء باخترى ايران برخاستهاند ، آنچنان دلبستهء سبك خراسانى بودند كه در آثارشان شاثرى از سبك عراقى ديده نمىشود .
نظر اوليهء محمد بهار نيز چنين بود ؛ ولى ، ظاهرا ، بعدا آن را تغيير داد ، زيرا در جلد دوم سبكشناسى خود آغاز سبك عراقى را در شعر و سبك نثر فنى را در دوران سلجوقيان ذكر كرده و آن را مرتبط با نفوذ بيشتر ادبيات تازى دانسته است . « 1 » اين اظهار نظر به منزلهء تغيير فاحشى در نظريات گذشته بوده ، حتى ، درست برعكس آن است ؛ چه از اين قرار ، سبك عراقى نه تنها ناشى از زمان ، بلكه ، همچنين ، ناشى از كشور و سليقهء آن مىبود ، زيرا مصادف با هجوم غزها به خراسان ( 548 ه / 1153 م ) است .
اصطلاحاتى كه پروفسور سعيد نفيسى متجدد به كار مىبرد كاملا از نوع ديگرى است . وى مراحل آغازى شناختهشدهء ادبيات فارسى نور را به زبان درى ، تا سدهء 5 ه / 11 م رئاليسم مىنامد كه به تدريج جاى خود را به ناتوراليسم مىدهد . همزمان با اين ، تصوف نيز ظهور مىكند و چون بيان تعليمات تصوف پى برده و در مقابل هر كسى مجاز نيست ناگزير آكنده از رموز است . بنابراين ، سمبوليسم ، همگام با تصوف و ناتوراليسم رواج پيدا مىكند . با برآمدن حافظ ، كه از بزرگترين سمبوليستهاى ايران است ، سمبوليسم افراطى به امپرسيونيسم
هامش
( 1 ) . عين عبارات بهار چنين است : در نتيجهء ترويج سلاجقه تأثير ادبيات تازى ، چنانكه گذشت ، در كار بود ، بنابراين سبك تازهاى ، چه در شعر و چه در نثر ، به ميان آمد ، در شعر بنياد سبك عراقى نهاده شد ، و در نثر نيز بنياد شيوه و طريقهء نثر فنى متكلفانه گذارده آمد . . . ص 359 .