تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اختلاف است . گاهى ، شاعران عراقى خود براى سبك شرقى ارزش بيش‌ترى قائل‌اند و نيز ، گاهى ، از آن ناراضى بوده مطعونش مىشمارند . بايد دانست كه ، در اوايل پيدايش شعر كمّى فارسى درى ( سدهء 3 ه / 9 م تا آغاز سدهء 5 ه / 11 م ) ، عراق شديدا و بيش از خوارزم تحت نفوذ ادبيات عرب بود و علت آن نيز ، از يك‌سو ، نزديكى به بغداد و ، از سوى ديگر ، هجوم مداوم ادبيات عرب به دربار آل بويه بود . مىدانيم كه عضد الدولهء ديلمى ( وفات : به سال 372 ه ) ، كه خود متشاعر به زبان عربى بود ، فقط به شعرهاى هجايى به روش قديم ساسانى و به گويش طبرى علاقه داشت . باوجود اين ، تحت توجهات صاحب اسماعيل بن عباد ( وفات 385 ه ) ، كه شخصيتى فوق العاده دانشمند و هم‌چنين اهل قلم بود ، در دورهء ال بويه هم شاعران فارسى ظهور كردند ، مانند منصور منطقى و بندار ( هردو از مردم رى ) ؛ بعدها ، قطران ؛ بختيارى و غضايرى و ، در سدهء يازدهم ، منوچهرى معروف در جنوب درياى خزر « 1 » . لكن ، در اوايل طلوع ستارهء شعر و ادب فارسى درى ، در نواحى فارس و عراق از شمال تا مرزهاى گرگان و خوارزم - يعنى مناطقى كه نفوذ عرب در آن حكم‌فرمايى بيش‌ترى داشت - هيچ‌گونه اثرى كه نشانهء بيدارى ادبى باشد مشهود نيست . ولى ، در خراسان دورافتاده ، وضع جز اين بود ؛ زيرا ، اين منطقه ، به علت همين دورافتادگى ، گاه‌به‌گاه ، اولويت زودگذرى مىيافت ( آغاز آن از اوايل سدهء دوم هجرى است ) كه با نام‌هاى ابو حفص سغدى ، ابو العباس مروزى ، حنظلهء بادغيسى ، محمد بن وصيف سگزى و جز آنها پيوسته است . كانون‌هاى گرايش به عربى در بخارا و نيشابور نتوانستند از پيش‌رفت فارسى جلوگيرى كنند ؛ زيرا ، اميران و بزرگان ، هرچه بيش‌تر از دورهء زمامدارىشان مىگذشت ، نظر مساعدترى با آن مىيافتند ؛ خاصه كه رونق گرفتن ادب فارسى با نظر كلى آنان مبنى بر رهايى از سلطهء عرب سازگار بود و هرچه ضعف مداوم بغداد فزونى مىگرفت در اجراى اين نظر توفيق بيش‌ترى داشتند . و به اين ترتيب ، بيش از 150 سال از هجوم تازيان نمىگذرد كه ماوراء النهر ، نيشابور و تخارستان جولانگاه اديبان بىشمارى است كه منحصرا به تازى نويسندگى نكرده ، بلكه به تازى و فارسى و يا فقط فارسى مىنويسند . برعكس اين نواحى ، عراق و سرزمين‌هاى مجاور آن هنوز هم عقب مانده است تا اين‌كه ، در دوران غزنويان و سلجوقيان ، در اين نقاط هم جنبش آغاز مىگردد . شاعران والاجاهى چون غضايرى ، منوچهرى ، قطران ، مسعود رازى ، فخر الدين گرگانى ، جمال الدين اصفهانى ، خاقانى ، عمادى
هامش
( 1 ) . معلوم نيست چرا مؤلف دامغان را ذكر نكرده است .