كلاسيك ماقبل خود فاصله گرفته است . اين معنى ، در درجهء اول ، نشان مىدهد كه تأثير اوضاع اقتصادى و سياسى سابق تا چه حد در زندگى ايران عميق بوده است و شايد هم دال بر اين باشد كه ، با گذشت زمان ، ايرانى تا بدان حد به شعر خو گرفته و ذوقش آن را چنان تأييد مىكند كه فقط با ترديد و به كندى به دگرگونى آن تن درمىدهد . هرچند نظم و نثر از لحاظ نزديك شدن به زبان روزمره ، يعنى به يك زبان ادبى عامهفهم ، روىهمرفته ، باهم تطابق دارد ، ولى ، نثر ، از لحاظ معانى و جنبههاى صورى و قاطعيت و سرعت سير به سوى هدفهاى تازه با وسايل نوين ، پيشتازتر بود . امروز ، استنباط ايرانى از انواع رمان و داستان ، عينا ، مطابق استنباط اروپايى است . ترجمه از زبانهاى اروپايى اشاعهء روزافزونى دارد . مدتهاست كه روزنامههاى يوميه براى مردم حكم نان روزانه را پيدا كرده است . اين ذوق تازه انتشارات علمى را نيز رهبرى مىكند . اين كوششها كه در راه تجدد ادبى به عمل آمد ، سرانجام ، منتهى به پديد آمدن مراحل اوليهء ادبيات نمايشى شد . ساختمان فئودالى دولت ، اندكاندك ، در برابر روش ادراك و جهانبينىهاى غربى ميدان خالى كرد و ، همراه با صنعتى شدن كشور ، نخستين جنبشهاى سوسياليستى ظاهر گشت .
مفهوم « ادبيات فارسى درى »
موضوع تاريخ ادبيات فارسى درى آثار ادبى اين زبان است كه از كهنترين آثار مكتوب آغاز شده تا به امروز ادامه دارد . آغاز آن ، تقريبا ، از به دو اشاعهء اسلام در ايران است . كتاب حاضر فقط به بحث دربارهء شعر ، به معناى اخص ، و نثر مصنوع مىپردازد ؛ ولى ، حتى اين كتاب هم ، كه حدودى چنين مشخص دارد ، نبايد تنها به بحث در آن دسته از محصولهاى ادبى اكتفا كند كه منحصرا با طبقات اشرافى حاكمه و طبقات شهرنشين سروكار داشته باشد ؛ زيرا ، در اين صورت ، اكثريت ملت كنار گذاشته مىشد . اينان تودههاى مردمى هستند كه ، تحت تأثير همان نيازمندى درونى كه طبقات « بالاتر » دارند ، مىخواهند تشنگى بيان احساسات و تجارب خود را با سخنانى خوشآهنگ و شورانگيز فرونشانند . قسمت اعظم آنچه در اين زمينه از آن بحث مىشود ، ابداعات مكتوب نيست ؛ بلكه ، ادبيات عاميانهاى است كه سينهبهسينه نقل گشته ، هرچند هم كه گويندگان آن هميشه مجهول نيستند . اين اشعار - دستكم بهطور نسبى - همپايهء ادبيات « عالى » است و ، تنها ، از همين لحاظ هم كه باشد ، براى تكميل تصوير ادبى يك ملت بايد ناگزير مورد توجه قرار گيرد .