تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
عنوان اين فصل است هنوز در مراحل بسيار ابتدايى است ، چنان‌كه بحث در آن ، بيش از آنچه در اين صفحات معدود بگنجد ، ميسر نيست . فقط بايد افزود كه هر اندازه هم ايرانيان از ديگران اقتباس كرده باشند ، به قدرى روى مقتبسات به طريق خاص خود كار كرده‌اند و بدان تغيير شكل داده به تكميلش پرداخته‌اند كه همهء اين عاريت‌ها از ارزش هنرى شعر آنان نمىكاهد .

مراكز شعرى و ادوار ادبى

سابقا ، چوكووسكى 102 و ديگران متذكر شده‌اند كه هنر شاعرى ، در خاورزمين ، در درجهء اول ، در دربار امرا و سلاطين و تحت حمايت بزرگان رونق گرفته ، راه تكامل پيموده است و حقيقت هم همين است . نيل به اشتهار ، محيط سياسى و ، بيش از همه ، صله شاعران را به سوى خود مىكشيد . لكن ، با اين گفته حق مطلب را ادا نكرده‌ايم . حقيقت اين است كه نه تنها دربارها ، بلكه شهرها نيز ، به‌طور روزافزون ، كانون‌هاى شعر و ادب مىشد . از آن‌جا كه حكم‌رانان فئودال و شهرها ، لا ينقطع ، دچار كشمكش‌هاى متقابل سياسى و اقتصادى بودند اين اختلاف‌ها ، به ناچار ، در آثار ادبى نيز منعكس مىشد و اين كيفيت يكى از مهم‌ترين عوامل تحولات در قلمرو ادبيات كلاسيك فارسى است . بدين ترتيب ، اين نظر كه ابداعات ادبى منحصرا در دربارهاى صاحبان قدرت متمركز بوده است تعديل مىشود و حدود صحيح آن مشخص مىگردد . به علاوه ، بنابر گفته‌هاى خود شاعران ، مىدانيم كه ترويج شعر و ادب را ، از طرف امرا و سلاطين ، نبايد بيش از آنچه بوده نماياند 103 . با اين همه ، مسلم است كه تكيه‌گاه مادى بسيارى از شاعران ، دربار بوده است كه ، البته ، از آنان براى مقاصد تبليغاتى خود نيز استفاده مىكرده است . محل تجمع ادبا دربار بود . چنانچه دوران سلطنت يك سلسله - فىالمثل صفويه - را يك واحد فرهنگى تلقى كنيم ، وسيلهء ذىقيمتى براى طبقه‌بندى ادوار ادبى به دست مىآوريم ؛ چه ، قابل انكار نيست كه مخصوصا با پيدايش سلسله‌هاى بزرگ جديد ( مانند سامانيان ، صفويه ، قاجاريان ) هدف‌هاى ادبى و فرهنگى نوينى اهميت و اعتبار مىيافت ؛ ولى ، بنيان‌گذاران اين دودمان‌ها خود موجد اين تحولات اساسى نبوده بلكه ، فقط ، واسطهء ايجاد آن در عقايد و روحيات همگانى بودند ؛ زيرا ، در غير اين صورت ، نمىتوانستند به قدرت برسند و به مقاصد خوئد نائل آيند ( تيموريان ، قاجاريان ) . هميشه مىبايست توده‌هاى معينى پشت سر آنان ايستاده باشند ، حتى ، اگر اين پشتيبانان گاهى از متجاوزان مسلح بيگانه هم بودند ؛ ولى ، اينان نيز ميان آنچه وجود داشته و آنچه در حال تكوين بوده است حدومرزى