تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
ب - تأملات عارفانه و حكيمانه : 1 ) رسايل ، من‌جمله در زمينهء تصوف ( مخصوصا دربارهء عشق ) 2 ) زندگىنامه‌هاى اهل تصوف 3 ) كتاب‌هاى اخلاقى ، من‌جمله در زمينهء كشوردارى 4 ) منشأت سياسى ، رسمى و خصوصى ، يعنى مجموعهء نامه‌ها و دستورهاى نامه‌نگارى . ( ج - كتاب‌هايى كه با دسته‌هاى الف و ب ارتباط نزديك دارد : 1 ) زندگىنامه‌ها و برگزيده‌ها ( تذكره‌ها ) 2 ) اصول و مبانى ادبيات ( بالاخص عروض و معانى و بيان ) . د ) كتاب‌هاى علمى با سبك شاعرانه كه بيش‌تر آن تاريخ‌نگارى است . ه - خاطرات . نثر كلاسيك نيز فاقد ادبيات ترجمه‌شده از زبان‌هاى ديگر نيست . دامنهء نوشته‌هاى منثور كه جنبهء ادبى ، جدى و يا علمى دارد بسيار وسيع است ؛ ولى ، متأسفانه ، هنوز بيش‌تر آن فقط در مآخذ و يا فهارس مشابه ديگرى ذكر شده ، ولى ، حتى اين فهارس نيز كامل نيست . اته 104 ، با فعاليت شايان تقديرى ، فهرست خلاصه‌اى از اين كتاب‌ها تهيه كرده است . در اين اواخر ، ريتر با تعمق بيش‌ترى در اين زمينه به فعاليت پرداخته است ( وى تحقيقات خود را ، مقدم بر همه ، دربارهء آثار مربوط به عشق دنيوى و عشق عرفانى و ، هم‌چنين ، چهار نفرى كه سهروردى نام داشته‌اند انجام داده ) 105 . ما در اين‌جا ، ناچاريم كه فقط به ذكر مهم‌ترين آثار اكتفا كنيم . راجع به مختصات عمومى ، لازم است اشاره شود كه ، روىهم‌رفته ، خط سير تطور از سادگى در بيان و سبك و معانى شروع مىشود و به سياق تازىگرايى ، آن هم تا آخرين حد امكان ، اختلاط با شعر تا حد غيرقابل تحمل ، تكلف و جمله‌هاى دشخوار مىرسد و سجع در آن كم‌تر صورت تزيينى محسوب شده ، بلكه امرى اجتناب‌ناپذير است ، زيرا جمله بدون آن از آن هم كه هست نامفهوم‌تر مىشد . اين موج فقط در سدهء نوزدهم تا حدى فرومىنشيند . شعر نيز مسير مشابهى دارد ؛ ولى ، البته ، ميان دو تفاوت‌هايى موجود است : قطب بالاى نثر بيشتر از عربىبافى و سبك‌هاى پر از تكلف با روشى بىتناسب و غالبا بيش از اندازه اشباع است و قطب پايين نيز ، بيش‌تر ، به نوشته‌هاى عاميانه نزديك مىشود . مبناى نثر كلاسيك هم ، طبعا ، ساختمان فئودالى اجتماع است كه تقريبا همگى آثار ادبى ، بلااستثنا ، در خدمت آن است . در نثر نيز به ندرت نشانه‌هايى ضعيف از طنز يا استهزا به چشم مىخورد ( مثلا عبيد زاكانى ) . « 1 » نثر مكتب اروپايى را ، پيش از اين ، با همين عنوان ، به قدر كفايت ، مشخص ساختيم . چنانچه آن را با سنت كهن بسنجيم ، به آسانى درمىيابيم كه اين نثر بيش از نظم از ادبيات
هامش
( 1 ) . محتواى هلالين فقط در متن انگليسى مذكور است .