تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
به وجود آورده‌اند ( مثلا مغولان ) . ولى ، البته ، همهء اين‌ها در چارچوب همان محافظه‌كارى ، كه پيش از اين تشريح كرديم ، انجام مىگرفته است .

نثر

هرچند نثر فارسى درى ، تا تقريبا اواخر سدهء نوزدهم ، نه از لحاظ كميت و نه از لحاظ كيفيت ، به پاى شعر نمىرسد ، باوجود اين ، نمىتوان آن را ناديده گرفت ؛ خاصه كه شامل بعضى آثار برجسته بوده فسحت آن نيز بسيار شايان توجه و تقدير است . مسائل و نكات مبهمى كه حتى در مورد شعر فارس هم ، آن‌چنان‌كه شايد و بايد ، مورد بررسى قرار نگرفته ، به طريق اولى ، در نثر زيادتر است ؛ زيرا ، مطالعات راجع به نثر در درجاتى به مراتب پايين‌تر و نابسنده‌تر قرار دارد . البته ، در اين‌جا ، ما را به بحث دربارهء نثر علمى كارى نيست ، لكن ، گاهى ، تعيين حد فاصل مشخصى ميان آن و ادبيات محض بسيار دشوار است ؛ نه تنها از اين‌رو كه غالبا در نوشته‌هايى هم كه كاملا جنبهء علمى دارد شعر نفوذ مىكند ، بلكه به اين علت كه حتى كتاب‌هاى علمى نيز ، بنفسه ، با طبع و سبكى شاعرانه تدوين شده كه البته بيش‌تر متكلف است و اصالتى ندارد ( مثلا تاريخ وصاف ) . آميختگى نظم و نثر از خصوصيات بارز چند شاه‌كار مهم ادبى مانند گلستان سعدى و بهارستان جامى است ، ولى منحصر به اين‌گونه آثار نيست . روح شاعرانه ، مخصوصا در رسالاتى كه جنبهء تصوف دارد ، حكم‌فرماست ؛ كما اين‌كه تصوف ، به‌طور كلى ، به اقتضاى ماهيت خود ، تمايل شديدى به شعر دارد و بهترين آثار خود را در نوشته‌هاى منظوم به منصهء ظهور رسانده است . از آن گذشته ، بعضى نوشته‌هاى منثور فرقه‌هاى مذهبى ( از قبيل كلمات مكنونهء بهاء اللّه ) بيش‌تر جنبهء ادبى دارد تا حكمت الهى . به‌طور كلى ، مجموعهء آثار منثور فنى و مشابه آن را ، در دورهء كلاسيك - مىتوان فقط از لحاظ صورى به شرح زير ( كه در قسمتى از آن از نظر اته پيروى شده ) طبقه‌بندى كرد : الف - داستان‌نويسى : 1 ) رمانهاى قهرمانى و شهسوارى 2 ) قصه‌هاى جن و پرى و حكايات مستقل 3 ) مجموعه‌هاى داستان‌ها ، حكايات و تمثيلات از زبان جانوران كه ، برحسب روشى كه در تنظيم آنها به كار رفته يا به وسيلهء يك داستان كلى كه همهء داستان‌ها را دربر مىگيرد ( مانند طوطىنامه ) و يا به وسيلهء يك انگيزهء اصلى كه مدام تكرار مىشود ، به‌هم‌پيوسته است ؛ انگيزه‌اى كه گاه بدون داشتن جهت خاص ( فرج بعد از شدت ) و گاه با جنبهء اندرزى ( گلستان سعدى ) است 4 ) داستان‌هاى تمثيلى .