حاصل شده و در ما نيز بايد پديد آيد به ما القا مىكند . ولى ، ايرانى ، فىالمثل وقتى كه مىخواهد شب را به پديدههاى مختلف قابل احساس آن تجزيه كند ، لزومى نمىبيند كه با كوشش در قرار دادن خواننده در محيط معنوى خاصى تأثير روحى بلاواسطهء معينى از اين پديدهها را ، به همانسان كه خود احساس كرده ، به وى القا كند ؛ بلكه ، راه خود را براى رسيدن به هدف دور مىكند . . . تأثير مستقيم و بلاواسطه در نتيجهء تعبيرات از پديدههاى حسى سلب مىشود و فقط با استعمال صورتهاى مجازى است كه تأثير مورد نظر دوباره به آنها بخشيده مىشود . حاصل آنكه ، شاعر اين آزادى را به دست مىآورد كه از نو پديدههايى بيافريند كه انطباقى با واقعيت ندارد . »
اختلاف اساسى ديگر اين است كه شاعر آلمانى مطلقا ضرورتى احساس نمىكند كه پديدههاى مختلف را با تخيل بههم مربوط سازد تا بتواند ذكر آنها را در شعر خود توجيه كند . . . « ايرانى تأثير مورد نظر را وسيلهء جان بخشيدن به موجودات و پديدههاى طبيعى در روحيهء خواننده ايجاد مىكند » .
گوته ، « بهجاى پهلوى هم قرار دادن تشبيهات دور از ذهن ( به شيوهء نظامى ) كه مجتمعا تأثير مورد نظر را ايجاد مىكند » ، كلمات دور از ذهن را پهلوى يكديگر مىگذارد « كه هريك از آنها را شاعرى چون نظامى مىبايست ابتدا با يك تصوير مشروح بيان كرده ، سپس ربط منطقى آن را كه بنفسه كاملا آشكار است توجيه كند . » 99 شاعر غربى الفاظ را از لحاظ شكل ظاهر ، فىالمثل ، طنين آنها برمىگزيند ؛ صنعت مراعات النظير يا تناسب 100 ، پس از استعاره ، مهمترين ابزار شاعر ايرانى است . صنايع لفظى ديگرى هم مانند جناس و مقابله و جز آنها بدان افزوده مىشود .
شاعر اروپايى طبيعت را با تحرك احساس كرده به همينگونه وصف مىكند ؛ درحالىكه ، شاعر ايرانى آن را صرفا صورى و ، درعينحال ، از جنبهء تزيينى آن درك كرده به توصيفش مىپردازد . مناسبات زمانى و مكانى و جسمانى مقهور تعبيرات تخيلى است و اين طرز پيوند دادن اشياء تأثيرى شديدتر ، ضرورىتر و بديهىتر از پيوندهاى طبيعى دارد . براى اين طرز استنباط تخيلى ، شواهدى در شعر عرب از دوران عباسيان هم در دست است ، ولى اين شواهد زياد نيست و پيداست كه منشأ آنها از ايران يا يونان است 101 .
ريتر مبناى استنتاجهاى خود را فقط نظامى و گوته قرار داده است ؛ ولى ، اكنون مىتوان گفت كه نتايج به دست آمده اعتبار كلى يافته است . درعينحال ، بايد دانست كه موضوعى كه
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: يان ريپكا
ص١٦٢