تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
منكر اين معنى شد . آنچه از شرايط و احوال براى ما روشن شده دامنه‌اى بس وسيع دارد . البته ، زبردستى و قريحهء شاعر ، صورت‌گرايى و سنت‌گرايى تمايلى برمىانگيزد كه سخنان بازيچهء تصورات باشد ؛ لكن ، با اين تأويل ، حق مطلب را دربارهء شعر فارسى مطلقا ادا نكرده‌ايم ؛ زيرا ، در داخل مرزهاى مذكور در بالا نيز موارد بىشمارى وجود دارد « كه مشاهده هرچند هم كه غير واقعى باشد باز در اعماق روح محصور است » 89 و ، از اين‌رو ، صرفا يك لفاظى و شاعرى تصنعى در ميان نيست . از سوى ديگر ، نمىتوان در تأثير تجارب و مشاهداتى ترديد روا داشت كه تنها در تصورات شاعرانه وجود نداشته ؛ بلكه ، حقيقتا ، صورت وقوع يافته است . باوجود اين كه حقيقت تجربه و مشاهده در جريان تحول شعر غنايى احيانا كاهش مىيابد و يا به كلى از بين رفته جاى خود را به هنرمندى يا چيره‌دستى حرفه‌اى مىدهد ، نبايد ناديده گرفت كه ، در موارد بىشمارى ، مشاهده ملفوف در استعارات و كنايات عرض اندام مىكند . در آن صورت واقعا وجود دارد ، هرچند كه در پرده مستور باشد . لكن ، حقايقى از زندگى روزمره فقط در دوران صفويه « 1 » و ، از آن هم واضح‌تر ، در اوضاع تحول‌يافتهء سدهء نوزدهم به گوش مىرسد . به سؤال راجع به چگونگى مشاهدات و تجارب شاعرانه نمىتوان به‌طور مطلق پاسخ مثبت يا منفى داد . به اقرب احتمال ، شرايطى كه امكان داورى صحيح را بدهد هنوز به وجود نيامده و جوابى كه ، به‌طور يكنواخت ، در همهء موارد صادق باشد ، حتى دربارهء يك شاعر معين هم ، ميسر نيست ؛ زيرا ، در آثارش نوسانى مداوم ميان دو قطب واقعيت و تخيل به چشم مىخورد 90 .

كيفيت خاص ادبيات فارسى درى

ريتر 91 ، ضمن مطالعات خود دربارهء مجازهايى كه نظامى به كار برده ، چند بار وارد اين بحث مىشود كه كيفيت خاص شعر فارسى و آنچه آن را ، بالاخص از شعر و ادب ديگر ملت‌ها متمايز مىسازد چيست . كلياتى كه در بالا به ايجاز بيان كرديم كامل نبوده ، بلكه پاسخى است كه فقط به جزئى از مسئلهء مورد بحث داده شده است ؛ زيرا ، نظر ما معطوف به اختصاصات ادبيات فارسى با مقايسهء آن با ادبيات مختلف اروپايى بود ، فقط ، در بعضى موارد ، به مناسبتى ، به نقصان اصالت بعضى از آثار اشاره شده و خواهد شد . ولى ، تنها ، پس از آن‌كه به بررسى دلايل اصالت يا عدم اصالت ادبيات فارسى پرداختيم ، به كنه اختصاصات آن پى خواهيم برد .
هامش
( 1 ) . - سبك هندى .