تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
كهن درست در قطب مقابل قرار دارد ، از صورت‌هاى قديمى استفاده كند 87 ؟ در اين مورد هم كشمكش ميان سنت و ترقىخواهى پرهيزناپذير است ، كشمكشى كه ، به نظر من ، نتيجه‌اش از همان آغاز معلوم و عبارت از دگرگون ساختن صورت‌هاى كهن و يا به كنار گذاشتن آن است . اين صورت‌ها تا هنگامى تغييرناپذير و حتى به ظاهر جزء لاينفك شعر فارسى بود كه پايه‌هاى اقتصادى اهل علم و ادب بىتغيير مانده بود . به همان نسبت كه زندگى اشرافى و فئودالى رو به زوال مىرود ، بالضروره ، بايد صورت‌هاى شعرى هم كه منطبق و نيز ناشى از آن است به كنار رود ؛ زيرا ، ديگر ، جواب‌گوى مقتضيات يك نظام نوين و متفاوت زندگى نيست . در اين پيش گويى ، ابهامى وجود نداشته وقوعش حتمى است ، خواه اين تطور ادبى مورد انتظار اندك‌اندك و خواه به يك‌باره صورت گيرد .

شعر در خدمت طبقات خاص

از مطالعه در فن شعر ، كه - چنان‌كه تشريح شد - سخت به جزئيات مىپردازد ، به ناچار ، نتيجه مىگيريم كه اين كيفيت نشانهء مسلم شعر و ادبى است كه منحصرا براى خواص و طبقات نسبتا بالا قابل درك است . مردم عوام از آن بىبهره و ، از اين‌رو ، ناچار بوده‌اند كه براى رفع نيازمندىهاى طبيعى خود ، از لحاظ دست يافتن به معانى لذت‌بخش ، عبارات نشئه‌انگيز و ، به‌طور كلى ، سخنانى زيبا در خلال ترانه‌هايى دل‌نشين كه براى آنان هم قابل فهم باشد ، از آثار شاعران گم‌نام و يا شاعران عاميانه‌گو بهره برگيرند . سرايندهء شعر ادبى ، فقط در مواردى بسيار بسيار نادر ، مىتوانست ضمن هجويه‌هاى سياسى 88 و ، گاه‌به‌گاه ، در تصوف چنين آهنگ‌هاى عاميانه‌اى ساز كند . بنابراين ، سروكار ما با هنرى است كه از قاطبهء مردم فاصلهء بسيار دارد ؛ هنرى دربارى و فئودال كه براى بالاترين طبقات و اطرافيان آنان است و همگام با پيش‌رفت شهرها ميان شهريان نيز رواج مىيابد .

كيفيت مشاهدات و تجارب شاعرانه

در پايان ، به بحث در يكى از مسائل اساسى مىپردازيم كه عبارت از واقعيت مشاهدات و تجارب در شعر غنايى فارسى در عصر كلاسيك ، يعنى تا زمان ظهور مكتب اروپايى ، است . اين احتمال كه مضامين اشعار فقط بر پايهء تخيلات و تصورات استوار بوده و مبنايى از لحاظ مشاهدات واقعى نداشته كاملا درست نيست ؛ ولى ، درعين‌حال ، به‌طور مطلق نيز نمىتوان