تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اهميتى است كه در غرب بدان داده مىشود . نكتهء دوم ، يعنى آن‌كه مربوط به بيان و جزء شاخص هر بيت است 78 ، مستلزم به كار بردن يكى از صناعات ادبى و استعارات بىشمارى است كه آفريدهء هنر شاعرى شرقى است . استعاراتى كه فقط متضمن استعمال يك لغت به معناى مجازى آن است معمولا براى كامل ساختن يك بيت فارسى و تركى كافى نيست . شاعر غربى مىتواند تنها با يك كنايه و يا يك تشبيه منحصربه‌فرد خواننده را به وجد آورد ؛ ولى ، در نظر شاعر شرقى ، اين هردو ، خود ، بيش‌تر جزئى از انديشه به شمار است . علاوه بر اين ، بيان انديشه بايد از نظر صورى هم با يك و احيانا چند صنعت بديعى همراه باشد . و نيز مهم اين است كه استعارات و تشبيهات دقيقا مصداق داشته باشد ؛ ولى ، اين معنى مستلزم آن نيست كه وجه شبه هميشه واضح و آشكار باشد .

تزيينات خاص ادب فارسى ، افراط در صناعات ادبى

در شعر فارسى ، سخن‌پردازان ، عميقا و با موشكافى و ريزه‌كارى بسيار ، روى استعارات و كنايات كار كرده‌اند . اين استعارات و كنايات ، در غالب موارد ، با آنچه نزد ما معمول است مطابقت دارد ؛ ولى ، استعاراتى هم وجود دارد كه ما از آن بيگانه‌ايم و دليل آن ، يكى ، رغبت مبالغه‌آميز شاعران فارسى درى به بيان مبهم و ملفوف و ، ديگر ، اين حقيقت است كه شيوهء بيان آنان اصولا با شاعران غربى متفاوت است . در اين‌جا ، فقط مىتوانم ، به عنوان مثال و خيلى به اجمال ، « حسن تعليل » را ذكر كنم كه عبارت از تعبيرى تخيلى و شاعرانه براى يك پديدهء عادى است و نيز مىخواهم مخصوصا به تناسب و مراعات النظير ، يعنى گرد آوردن عمدى تصورات ذهنى يا مفاهيم متجانس در يك بيت ، اشاره كنم 79 . در مقابل اين فنون ، كه فقط عروض‌دانان شرقى از آن آگاهند ، مىتوان ، به عنوان نظير ، مواردى را مانند نمايش صدا به وسيلهء انتخاب كلمات مناسب برشمرد كه ظاهرا از نظر علم بديع شرقى دور مانده است « 1 » و حال آن‌كه براى نام آوا « 2 » ، توافق صوت و تجانس حروف ، به آسانى مىتوان از متون ادبى شواهدى ذكر كرد . از سوى ديگر ، پاره‌اى از انواع آرايش سخن بسيار مطلوب است ، مانند موازنه و مخصوصا مبالغه ، و به‌طور كلى ، اغراق كه از صفات روانى كاملا خاص شرقيان است « 3 » و حتى از اوستا هم مىتوان براى آن شاهد آورد . « احسن الشعر اكذبه و خير الكلام ما بلغ فيه » .
هامش
( 1 ) . به آلمانى :Tonmalerei، به انگليسى :imitative sounds( 2 ) .Onomatopeia( 3 ) . ص 132 .