( بو سحاق ، قارى و جز آنها ) . توصيفهايى از طبيعت كه باهم پيوستگى داشته باشد ، بيش از همه ، در قصيدهها آورده مىشود . توصيفهاى مختصرتر در همه نوع اشعار ديده مىشود كه ، البته ، همواره ، در دايرهء ركود سنتى و رعايت روشهاى ديرين محصور است . « 1 » بحث در مسائل روزمره موافق طبع اشرافى شاعران و علو مقام شعر نيست و ، از اين رو ، جستوجو براى يافتن مضامين چوپانى « 2 » و نظاير آن در اشعار فارسى بيهوده است .
« وصف » يا « توصيف » هاى كوتاه عيشونوش طبقات بالا ، كه گاهى آن را مستقلا سروده و گاهى در اشعارى كه به مناسبتى ديگر سروده شده مىگنجانند ، كمى با آن فرق دارد . نگارش نامه بهصورت ابيات آنچنان متداول است كه در مكاتبات سياسى نيز ديده مىشود . حتى لغز و معما و مادهء تاريخ ، يعنى ابياتى كه اعداد حروف آنها سال وقوع حادثهاى را نشان مىدهد ، نيز مطرود نيست ؛ چنانكه ، جامى گرانقدر دو رساله راجع به معما نوشته است . ولى ، اينگونه آثار بيشتر در دورههاى انحطاط مورد توجه قرار مىگيرد . نخستين مادهء تاريخ در آفريننامهء ابو شكور « 3 » ديده مىشود . « 4 » اشعار متضمن احتجاجات ادبى و مناظرات ، كه اسدى ضمن قصايد آورده ، بر خلاف مناظرات منثور عربى جاحظ 68 ، بسيار گرانبهاست و اين ، باز ، نوعى از شعر است كه قدمت آن به ايران پيش از اسلام مىرسد 69 . ولى ، مناظرهء پرووانسال « 5 » يا بحث و
هامش
- است طنزآميز بر يك اثر ادبى جدى كه در آن شكل و صورت ( فرم ) سرمشق حفظ ، ولى محتواى آن كاملا عوض مىشود ؛ چنانكه ، مطلقا ، تناسبى با آن شكل و صورت نداشته باشد ( مانند خارستان اديب كرمانى كه نظيرهاى طنزآميز بر گلستان سعدى است ) . برعكس آن ، تراوستى است كه در آن همان مطالب سرمشق ، به صورتى كه به هيچوجه متناسب با موضوع نيست ، بيان مىشود و جنبهء طنزآميز آن بيشتر ناشى از همين عدم تناسب بين صورت و معنى است .
( 1 ) . ص 125 .
( 2 ) . در متن آلمانىbukolische Dichtungآمده است كه ، در ادبيات غربى ، به نظم يا نثرى گفته مىشود كه براى فرار از دنياى واقعيات و حقايق تلخ زندگى بوده در جستوجوى دنياى رؤيا و احساسات آكنده از ايدهآلهاى غير واقعى ، پر از صلحوصفاى بىشائبه و سعادتمندى است كه نزديك به طبيعت و زندگانى چوپانان باشد . مأخوذ ازSachworterbuch der Literatur( 3 ) . - « سامانيان ، نامهايى چند » .
( 4 ) .مر اين داستان كش بگفت از خيال * ابر سيصد و سى و نه بعد سالتاريخ ادبيات ، دكتر صفا ، جلد اول ، ص 559
( 5 ) .Tenson Provencaleتانسون در ادبيات قرون وسطاى فرانسه و پرووانس نوعى مناظره بود كه طى آن طرفين به يكديگر ناسزا مىگفتند . لاروس اونيورسل ، پاريس ، 1948 . « پرووانسال » يكى از زبانهاى روميايى مشتق از لاتينى است كه ادبياتش زودتر از همهء ديگر زبانهاى روميايى تكامل يافت و در جنوب فرانسه شكوفا شد . دايرة المعارف بروكهاوس ، ويسبادن ، 1972 .