تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و ) در پايان ، بايد از ترجيع‌بندها و تركيب‌بندهاى مختلف ، كه تعدادشان آن‌قدر زياد نيست ، ذكرى به ميان آيد . بعضى از بندها ، مانند تخميس و تسديس ، معمولا به مثابهء صورت‌هاى ديگرى از يك غزل مورد نظر به كار مىرفت . شاعران متجدد نيز به سرودن اين‌گونه اشعار مخصوصا مسمط ( الف الف الف ى ، ب ب ب ى و غيره ؛ الف الف الف الف ى ، ب ب ب ب ى و غيره ) رغبتى دارند كه استادان آن منوچهرى ( نيمهء اول سدهء 5 ه / 11 م ) و قاآنى ( نيمهء اول سدهء 13 ه / 19 م ) به شمار مىروند . رمپيس 67 ثابت كرد كه قدمت اين نوع شعر به پيش از اسلام مىرسد . ز ) با مستزاد خيلى به ندرت مواجه مىشويم . وجه شاخص آن تكرار بند ترجيع يا تركيب پس از هرمصرع و ، هم‌چنين ، لحن آن است كه خيلى به ترانهء عاميانه نزديك است . اين صورت شعر ، در اوايل قرن بيستم ، براى سرودن اشعار انقلابى خيلى رايج بود . جاى آن دارد كه به يك روش خيلى مطلوب شاعران نيز اشاره‌اى شود و آن سرودن منظومه‌اى مشابه شعر شاعر ديگر و يا به ندرت مشابه شعرى از خود شاعر است كه به آن استقبال و گاهى جواب و به تركى نظيره مىگويند . وزن قافيه و تعداد ابيات بايد با سرمشق مطابق باشد . شاعر مىكوشد كه مثل سرمشق يا بهتر از آن بسرايد ( و چنانچه قافيه دشوار باشد بر تعداد ابيات بيفزايد ) و ، ضمنا ، جاىبه‌جاى ، شعر خود را با طنز همراه سازد .

محتواى اشعار غنايى

در تكميل آنچه گفته شد ، چند كلمهء ديگر ، به ايجاز ، راجع به محتواى اشعار مىآوريم . هم‌دوش با مدحيه و هجويه ، مرثيه و شكواييه است كه ، به استثناى چند مورد معدود ، همه ، مطابق ذوق و روحيهء دربارى يا دست‌كم محيط دربارى است . عشقيات ، خمريات و تفكرات ، به تدريج ، رنگ عرفان به خود گرفته يا لااقل به‌صورت نيمه عرفانى و استعاره درمىآيد تا حقيقت مطلب مستور بماند و يا اين‌كه با سنت شاعرى انطباق داشته باشد . مسلم است كه شاعران صوفىمنش نيز از عشق و مستى سخن مىرانند ؛ ولى ، البته ، اين معانى در اشعار آنها مجازى است . وضع روحى شاعر ، شخصيت و جهان‌بينى وى ، در او ، سرمستى و رغبت به خوش‌گذرانى را برانگيخته ايجاد مقاومت ، بىايمانى و روگردانى از جهان مىكند . خودستايى نيز امرى عادى و روزمره است . گاه‌به‌گاه ، انواع نظيره‌هاى طنزآميز « 1 » هم به چشم مىخورد
هامش
( 1 ) . مؤلف ، در اين‌جا ، دو اصطلاحParodieوTravestieرا آورده كه بين آن‌دو تفاوتى وجود دارد : پاردوى نظيره‌اى -