ابن يمين سرآمد اقراناند . قطعه قالب رايج و مطلوبى براى بديههسرايى بود و ، بىشك ، به همين دليل هم ، اصولا ، براى بيان موضوعهاى متفرقه و غيرعادى مناسب بود . در قطعه ، شاعر معمولا از تجارب و مشاهدات شخصى سخن مىراند .
د ) رباعى حاوى معانى حكمتآميز است . قافيهء آن الف الف ب الف و به ندرت الف الف الف الف است كه چندان بليغ نيست . رباعى يك صورت قديمى و بومى پيش از اسلام است كه هنوز هم بهصورت دوبيتى ، كه از لحاظ وزن نوعى از آن محسوب مىشود ، در اشعار غنايى عاميانه زنده مانده است . رباعى جلوهگاه قريحهء اصيل ايرانى است و در اشعار كهنترين شاعران فارسى درى مانند شاهد رودكى ، ابو شكور بلخى جز آنها نيز آمده و تا به امروز هم هزاران نفر ديگر به اين صورت سرايندگى كردهاند . عمر خيام به عنوان يك شاعر رباعىسرا شهرت جهانى دارد .
ه ) ابيات واحدى به نام فرد با قافيه ( الف الف ) يا بىقافيه ( الف ب ) هست كه شاعر براى افادهء انديشههاى آنى كمابيش درخشان خود ، كه بيان آن بهصورت ديگرى ميسر نيست ، از آن استفاده مىكند .
شاعر ايرانى اشعار غنايى خود را ، به ترتيبى كه در بالا آمد ، در ديوان خويش ، برحسب حروف تهجى قوافى براى هر نوع شعر ، مرتب مىسازد . اشعار ، تقريبا هميشه ، در يك ديوان جمعآورى مىشود و به ندرت در چند ديوان ( مانند ديوانهاى امير خسرو و جامى ) از هم تفكيك مىگردد . كسى هم كه بعدا ، يعنى پس از مرگ شاعر ، ميراث ادبى او را جمعآورى مىكرد به همين نسق عمل مىنمود . فقط در موارد بسيار استثنايى ، براى مرتب ساختن اشعار ، بهجاى حروف قافيهء آنها حروف اول واحدهاى شعر مأخذ قرار مىگيرد . معلوم است كه به اين ترتيب تعيين تاريخ سرودن اشعار يك شاعر غير ممكن مىشود ، مگر در مورد قصيدههايى كه محتويات آنها يا نكات ديگرى مبين آن باشد . محمد قزوينى ، در ديوان حافظى كه به چاپ رسانده ، ترتيب الفبايى را چنان آورده كه رد آن مىتوان بيت مورد نظر را فورا يافت ( ريپكا هم ، مستقل از او ، براى نخستينبار در رسالهء خود راجع به لبيبى چنين عمل كرده است ) .
لسكو 66 ثابت كرد كه اين طرز تنظيم - دستكم در مورد حافظ - اشعارى را كه از لحاظ وزن يا قافيه يكسان است ، يا اشعارى را كه همه در اطراف يك موضوع سروده شده و به اين واسطه ، به نحو آشكار ، از لحاظ زمان ، بههم نزديك است ، مشخص مىسازد . محتويات يك ديوان شعر ، برحسب اينكه هر عصرى بيشتر طالب چه نوعى از شعر بوده ، دستخوش تغييرات بوده است .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: يان ريپكا
ص١٤٧