تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

قواعد وزن

وزن شعر فارسى پيش از اسلام براساس تعداد هجاها ( يا تكيه‌ها ) قرار داشته ، چنان‌كه هنوز هم در اشعار محلى و عاميانه معمول است . لكن ، در شعرهاى فنى كلاسيك ، اين شيوه فقط به طور استثنا ديده مىشود ( مثلا ، در ديوان حيدر كه در هجو خواجو است ) 41 . ولى ، بايد اشاره كرد كه براى دانشمندان فرهيختهء متجدد ايران اصولى كه تنها مبتنى بر شمارهء هجاها باشد ، ظاهرا ، توضيحى كافى براى وزن شعر عاميانه و فارسى ميانه نيست . اديب طوسى 42 هرچند شمارهء هجاها را مبناى شعر عاميانه تلقى مىكند ولى در آن عدم لزوم تساوى هجاها ، تكيه ، پايه و وقف را نيز مورد اعتبار مىداند . خانلرى 43 نيز كميت‌هاى آزاد و تكيه‌ها را ، كه به‌طور وضوح آشكار است ، دو اصل به‌هم‌پيوستهء شعر عاميانه دانسته ، مانند اديب طوسى ، آن را در مورد شعر فارسى ميانه هم صادق مىداند . بولديرو 44 مثال‌هايى براى بيت ده‌هجايى تكيه‌دار تاجيكى ذكر مىكند . ميلر « 1 » 45 يك قصيدهء جديد عرفانى چهارده‌هجايى را به لهجهء شوشترى يادداشت كرده است . گرچه تاكنون به همهء اين پرسش‌ها پاسخ‌هاى وافى داده نشده ، به هر تقدير ، مسلم است كه ، بر اثر نفوذ شعر عربى ، مبانى كهن وزن شعر كنار گذاشته شده و عروض كمى جانشين آن گشته كه اصولش تقريبا با وزن‌هاى كمى يونانى و رومى مطابق است . وجه تمايز عروض فارسى درى از عروض كلاسيك ساختمان عروض ، ضرورت حتمى تساوى اوزان در كليهء مصرع‌هاى يك منظومهء واحد ، تقريبا فقدان كامل وقف ، تصادف دو مصوت در انتهاى يك كلمه و ابتداى كلمهء بعد از آن بدون حذف يكى از آنها ( حداكثر با ادغام آن در بعضى موارد مانند ك ( ى ) + مصوت ، سوم شخص مفرد ماضى نقلى و مواردى از اين قبيل ) ، قافيه و هجاهاى خيلى دراز است . تكيهء نفس صرفا به ذوق شخصى بستگى دارد 46 . تعداد بحور بسيار زياد و همهء آنها ، جز رباعى « 2 » ، « مقتبس » از عروض عربى است . اين اقتباس متضمن برگزيدن بعضى از اوزان عروضى با تصرفات مختصرى در آنهاست . اين نظرى است كه ، دست‌كم تا اين اواخر ، عموميت داشت و با عقيدهء عروض‌دانان متقدم ايرانى و البته تازىگرا منطبق است . بعضى از اوزان اشعار عربى ، آن هم متداول‌ترين و شاخص‌ترين آنها ، ( مثلا طويل ، بسيط ، كامل ، وافر ) « 3 » تقريبا در شعر فارسى مورد استعمال ندارد و برعكس ، در فارسى ، فقط اوزانى به كار مىرود كه در عربى يا نادر است و يا ابدا استعمال نمىشود و علت
هامش
( 1 ) .B . V . Miller( 2 ) . - صفحات بعد . ( 3 ) . در نسخهء انگليسى « مديد » هم ذكر شده .