تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
مكتب جديد غربىسازى در ايران پيروى از سنت كلاسيك را مردود مىشمارد و چون وجههء همت خود را نزديكى به مكاتب اروپايى قرار داده كمابيش در قلب نقد اروپايى مىگنجد .

شعر و صورت‌هاى آن ( فزونى نظم بر نثر )

تا اين اواخر ، شعر فارسى درى ، هم از لحاظ كيفيت و هم از لحاظ كميت ، بر نثر فزونى داشت و مىتوان گفت كه جلوه‌گاه ادب فارسى درى تنها شعر بود . در ميان نقدهاى ادبى و حتى غالبا در نثرهاى آموزنده و علمى نيز شعر مىآوردند . در مورد نثر فنى نيز ، مانند شعر ، بايد صورت ذهنى را از صورت عينى تميز داد . صورت ذهنى در شعر و نثر فنى ، هردو ، مشترك است .

صورت خارجى ( مفاهيم اساسى )

شناسايى شعر ، يعنى سخن مقيد به وزن ، مبتنى بر مشخصات صورى زير است : الف ) تناسب هجاها برحسب امتداد زمانى آنها ( وزن عروض كمى ) ، ب ) قافيه . با درنظر گرفتن نوع قافيه و بعضى بحور معين ، كه هردو از ضوابط صورى است ، و هم‌چنين محتوا ، مىتوان شعر را به دو نوع غنايى و داستانى تقسيم كرد . واحد شعر هميشه بيت است كه به دو نيم‌بيت ( مصرع ) تقسيم مىشود . دو مصرع ، از لحاظ تعداد هجاهاى عروضى ، باهم انطباق داشته ، از لحاظ انديشه و احيانا توجيه آن ، به‌هم‌پيوستگى دارد و نيز ممكن است اين پيوستگى تنها به وسيلهء صناعات ادبى ، موازنه ، مراعات النظير يا تناسب « 1 » و ضوابطى از اين قبيل ايجاد گردد . به ندرت اتفاق مىافتد كه مجموعه‌اى از معانى به‌هم پيوسته از دو يا سه بيت تجاوز كند و از آن‌جا كه هر بيت تا حدى براى خود مستقل است ، در يك قطعه شعر ، زنجيربندى منطقى ، مانند شعر اروپايى ، آن‌چنان صريح و آشكار نيست ؛ مخصوصا در غزل كه وحدت آن ، به ظاهر و يا در واقع ، فقط براساس قافيه و وزن استوار است . البته ، شعرهاى دورهء اخير تمام قواعد سنتى عروض و شعر را متزلزل ساخته حتى گاهى آن را به هيچ‌وجه رعايت نمىكند ؛ تا بدان‌جا كه ، در بعضى موارد ، بيت‌ها به كلى آزاد و بىقافيه است .
هامش
( 1 ) . صفحات بعد .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 141 | يان ريپكا / عيسى شهابى