شهرها قهرا بلااثر نمىماند : هم آثار ادبى را دگرگون مىسازد و هم خوانندگان اين آثار عوض شده ، جاى خود به دستهء ديگرى مىدهند . اين پديده حائز اهميت بسيار است . كشمكشهاى شهرنشينان با طبقات حاكمهء اشرافى 32 نكتهاى بس مهم در تحول ادبيات فارسى درى است .
فقط بىسوادان ، كه البته بزرگترين طبقهء ملتاند ، در اين گيرودار شركت ندارند و يا حتى به كلى از آن بركنارند . زندگى در مسير گذشته جريان دارد و رهبران آن البته موجبى ندارند كه بنياد فئوداليستى آن را براندازند . تغيير سلسلههاى پادشاهى به اوضاع بهبودى نمىبخشد ، جنبشهاى زيردستان به نحو مؤثرى صورت نمىگيرد و يا دوامى ندارد و ادبيات ، هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ شيوههاى بيان ، آيينهء تحولات بنياد اقتصادى و نظام زندگى كه تابع آن است مىباشد . ابتكارات جديد كوچكترين موفقيتى ندارد . آثار طرزى افشار آذربايجانى در اوايل سدهء 11 ه / 17 م 33 ، كه از اصلاحكنندگان زبان و دشمنان اشرافيت است ، گواهى بر اين مدعا است . آثار نويسندگان فاقد مضامين تازه و بكر است و اين نقيصه را با افزودن به تكلف ، تصنع در بيان و گرايش دادن زبان به عربى جبران مىكنند . حاصل آنكه ، فاصلهء بين ادبيات اشرافى با قاطبهء مردم طبعا افزايش يافته به شكاف عبورناپذيرى تبديل مىشود . تودهء ملت ناگزير است كه نيازمندىهاى ادبى خود را با ادبيات ساده و عاميانهاى كه خود مبدع آن است رفع كند ؛ ولى ، اين ادبيات ، غالبا ، مورد تحقير و يا بىاعتنايى طبقات بالاتر و حتى طبقات همسطح خودشان كه از دانش بهرهاى دارند قرار مىگيرد . باوجود اين ، از طرف همين طبقات هم كاملا بىجواب نمىماند ؛ مخصوصا كه نمايندگان ادبيات عاميانه ، مخصوصا در اوايل ، از طبقات مختلف اجتماع بودند « 1 » . با اين همه ، تصور مىرود كه نظر براگينسكى 34 ، مبنى بر اين كه دربار سامانيان با « رزم و بزم » خويش موجد ادبيات مكتوب دورهء فئوداليسم نبوده بلكه فقط ابداعات شفاهى شاعران عاميانه موجد آن است ، اغراقآميز باشد .
دين اسلام
در برابر اين حقيقت كه ، در ايران ، طى قرون متمادى ، همه چيز براساس كهنهء خود باقى مانده و ، در نتيجه ، عقبافتادگىهايى بهبار آورده است نمىتوان چشمان را فروبست . ريسنر 35 به بررسى علل اقتصادى اين معنى پرداخته است . آيا دين اسلام نيز ، به صورتى كه بدان عمل مىشود ، به اين ركود كمك نكرده است ؟ شايد همين امر كه اصول و مبادى اجتماعى اسلام ، در
هامش
( 1 ) . « آثار ادبى در دورهء ساسانيان ، شاعران ايرانى » .