مبالغه
غلو در ابراز احساسات و مبالغه در گفتار ، از زير نقاب ادب و نزاكت ، كه نزد ايرانيان سنتى باستانى است ، به صورتى تجلى نمىكند كه يك فرد غربى متوجه آن گردد . ولى ، ادبيات و سخنانى كه جنبهء دينى دارد ، به طرز بارزى ، حاكى از تمايل بدين زيادهروى است . براى اثبات اين معنى كافى است كه به اغراقگويى در زبان شعر اشاره شود . لكن ، اين دليل منحصربهفرد نيست . طبع شاعر ، آنگاه كه دستخوش بلندپروازىهاى توصيفناپذير مىگردد ، توجه به لزوم پيوستگى منطقى انديشهها را از دست مىدهد . در صفحات بعد ، از ديدگاه ديگرى به اين خصيصه خواهيم نگريست . بهطور كلى ، روحيهء شرقى تخيل را بر منطق برترى مىدهد . يكى از وظايف استعاره آن است كه در زمينهء درك زيبايى دنيايى از اغراق بيافريند ؛ خواه منظور بيان معانى بهصورت ناهنجار باشد و خواه بهصورت كمال مطلوب 28 .
عشق و بيان آن ( تمثيلات و رموز ، ماهيت انتزاعى تغزل ، همجنسگرايى )
به شدت و عمق احساسات عاشقانهء ايرانيان مىتوان از روى داستانهاى رمانتيك پى برد ؛ ولى ، اين تنها صحنهء تجلى اينگونه احساسات نيست . در حقيقت ، مضامين عشقى سراسر اشعار تغزلى را فراگرفته و بر تاروپود آن چيره شده است ، بدانسان كه همهء مضامين ، حتى در صورتى هم كه ارتباطى با عرفان نداشته باشد ، بهصورت عشقيات بيان مىشود و يا دستكم ، امكان بيان آن بدين شيوه هست . شراب نيز نقشى مشابه آن بر عهده دارد . بهطور كلى ، در شعر و ادب فارسى ، بيان صريح معانى ، از هر مقوله كه باشد ، در برابر پوشيده داشتن آن در زير پردهء كنايات كاملا عقبنشينى مىكند . معمولا ، روشن نيست كه يك غزل يا صورتهاى مشابه آن به چه مناسبت سروده شده است و ، صرفنظر از موارد استثنايى و بسيار نادر ، نمىتوان از روى محتويات آن بدين نكته پى برد . از اينرو ، جز در مورد عارفان بهنام ، كه نحوهء تفكرشان كاملا روشن است ، هميشه دشوار و غالبا غير ممكن است بتوان درك كرد كه از مفاهيم عشق و شراب كجا مقصود همان عشق و شراب بوده و كجا شاعر ، از آن ، استعاره يا رمزى را براى بيان معنايى ديگر ، واقعى يا ماوراى طبيعى ، اراده كرده است . حتى ، در اينجا نيز نشانهاى از يك نوع نادرستى در گفتار ، بيان مفاهيم ناگوار به صورتى شايستهتر ، كتمان حقايق تلخ و حتى تعبير كاملا برعكس آن و محتملا تمايلى هم به تكلف در بيان و رعايت نزاكتى كه سنتى كهن دارد به