چنين ناميد - ، از قديم الايام تا زمان حاضر ، بسيار زياد است ؛ زيرا هجو با نظام اشرافى پيوندى بسيار نزديك دارد . با اين همه ، بايد اذعان كرد كه نقص اطلاعات ما از آثار ادبى ، كه هنوز بايد بر طرف شود ، و وفور مضامين عرفانى مانعى در راه درك صحيح شوخطبعىها ، طنزگويىها و گفتارهايى نظير آنهاست .
تأثير استبداد و فئوداليسم
بسيار اتفاق مىافتد كه نيكمحضرى ، ادب و حاضرخدمتى ايرانى منتهى به تمكين توأم با فرومايگى ، خوشخدمتى و مزدورى مىگردد . قصايد ، و بهطور كلى مديحهسرايى ، نشانهء بارزى از اين معنى است . ولى ، در داورى بايد جنبهء انصاف را رعايت كرد : مسلم است كه فئوداليسم هزارساله و استبداد و بيدادگرى ، ناگزير ، در روحيه و خصايل ايرانى اثرى بهجاى مىگذاشته است . مناسبات عشاق نيز ، اعم از اينكه عشق واقعى يا مجازى باشد ، جز اين نبود و غالبا منتهى به ابراز منتها درجهء خاكسارى عاشق مىشد 26 . در دوران استبداد صفويه ، زيردست نسبت به زبردست به منزلهء سگ در برابر صاحبش بود « 1 » . بىشك ، مواعظ مستمر شاعران متصوف مبنى بر اعراض از جهان نيز چيزى جز طنين احساسات بردگى نبود كه مسئلهء خلافت قانونى در تشيع مدافع و تصوف معاند آن بود .
ولى ، جوانهاى واقعى كه از درخت فئوداليسم برخاست و سخت بارور شد حسادت بود كه به وضع ناهنجارى در ميان شاعران دربارى حكمفرما بود . شكوههاى مداوم و جانكاه همهء مديحهسرايان به نام گواهى بر اين معنى است ؛ زيرا ناكسانى كه به مرحلهء كمال نرسيده بودند و همين خود دليل نابهكارىشان بود ، زندگى آنان را زهرآگين مىساختند . نغمهء ناموزون ديگرى كه به وسيلهء همين نوازندگان ساز شده بود سرقات ادبى بود ( مثلا راوندى ) « 2 » كه آنچنان رايج بود كه از لحاظ هنر شاعرى ارزشيابى مىشد 27 .
هامش
( 1 ) . گوته ، در ديوان غربى - شرقى ، در بخش يادداشتها و رسالات( Noten und Abhandlungen )در گفتارى تحت عنوان استبداد( Despotie )، به اين كيفيت در شرق اشاره مىكند . اين گفتار ، به حكم شباهتى كه ميان آن و گفتههاى بالا هست ، از نظر مؤلف دور نمانده استGoethes Werke , Hamburger Ausgabe )، جلد دوم ، ص 169 و بعد ) . ولى ، جالب اين است كه گوته ، بشخصه ، طرفدار يك « استبداد روشنفكرانه »( aufgeklarter Despotismus )بود و تا پايان عمر بر آن بود كه فقط به وسيلهء چنين حكومتى مىتوان اخلاق و آداب را اصلاح كرد و بازار علوم را رونق بخشيد ( -R . Friedenthal , Goelhe - Sein Leben und seine Zeit Piper Verlag Munchen , 1968، ص 239 ) .
( 2 ) . « تصوف ، آثار منثور تاريخى » .