اقتراحات ادبى نيست ، مىتوان چنين استنباط كرد كه اين دو در ايران پيش از اسلام نيز پيوندى ناگسستنى با يكديگر داشته است و حتى ، چنانچه نشانههايى هم در دست نمىداشتيم كه مستقيما بر اين معنى دلالت كند ، اين خود براى اثبات پيوستگى و استمرار شعر در دوران پيش و بعد از اسلام برهان عقلى قاطعى مىبود . پژوهش دربارهء نثر ، نسبت به آنچه دربارهء نظم به عمل آمده ، بسيار عقب مانده است ؛ هرچند كه در مورد نظم نيز وسعت دامنهء مسائلى كه تاكنون لاينحل مانده چند برابر بيش از نتايجى است كه از تحقيقات انجامشده به دست آمده است . تاريخ ادبيات نبايد براى هميشه به شيوهء تذكرهها به شرح زندگى شاعران و بيان لطايفى دربارهء آنان محدود بماند ؛ بلكه ، بايد عبارت از ارزشيابى و درك پيوستگى هريك از پديدههاى گوناگون باشد و نيز تنها به شخصيتهاى عمده اكتفا نكرده شاعران و نويسندگان درجه دوم را نيز مورد بحث قرار دهد و حتى ، در مورد اخير ، احيانا ، به شرح و تفصيل بيشترى پردازد . ولى ، بديهى است كه تحقق اين موضوع ، در آيندهء نسبتا نزديك ، ميسر نخواهد بود . از سوى ديگر ، نيازى به توضيح و تفسير نيست كه براى درك آثار شاعران آگاهى از ماجراهاى زندگانى آنان ضرورت كامل دارد ؛ ولى ، چنانكه مطالعات اخير راجع به حافظ نشان مىدهد ، در شعر ملل اسلامى ، نكتهء خاصى وجود دارد و آن لزوم بررسى جزئيات زندگى شاعر و وضع سياسى دوران اوست كه ضمن آن حتى نكات بسيار كوچك و ظاهرا بىاهميت را نيز نبايد از نظر دور داشت . اطلاع از چنين جزئياتى تنها راه روشن ساختن نقاط تاريك ديوان شعر ، از نقطه نظر تاريخ سرودن اشعار و استقصا دربارهء تحولات و دگرگونىهاى انديشههاى شاعر ، است تا ، بدين ترتيب ، مثلا ، اخبار قابل اعتمادى راجع به او از زبان خود وى به دست آيد . متأسفانه ، آنچه تاكنون در اين زمينه به عمل آمده بسيار ناچيز است .
تأثير تصوف
بر اثر ريشه گرفتن تصوف در شعر ، سير تكاملى انديشهها و شيوهء بيان آن در قالب عبارات شكل گرفته گاهى نيز تا حدى دگرگون مىشود . هرچند تصوف ، در اصل ، ناشى از يك نهضت ملى بود كه بر ضد شريعت و بيدادگرى متشرعين به وجود آمده بود ، بعدا شعر فارسى درى را به انقياد خود درآورده آن را از روح واقعبينى عارى ساخت و ، از آن گذشته ، متأسفانه ، به صورتى يكنواخت درآورد . بايد توجه داشت كه غزلسرايى فارسى درى با شدت و حرارت و انديشههاى واقعبينانه آغاز شده ، سپس ، به قلمرو طريقتى قدم مىگذارد كه غالبا با اسلام هم