تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
تشبيه آن به انسان ، تعليل وضع موجودات در مجاورت يكديگر ، برگزيدن استعارات به اقتضاى روحيهء بشرى . در آثار نظامى ، وضع چنين است . در مورد ديگر حماسه‌سرايان بزرگ نيز ظاهرا جز اين نيست و در غزل‌سرايى هم با كيفيت مشابهى روبه‌رو هستيم . قرينهء كاملى از از روش تفكر شاعر ايرانى را نسبت به طبيعت ، بيش از هرچيز ديگر ، در مينياتور ايرانى مىتوان يافت . همه مىدانند كه ايرانى ، از هر طبقهء اجتماعى كه باشد ، تا چه حد به شعر و شاعرى تعلق خاطر دارد و تا چه پايه از آن لذت مىبرد . اين احساس ساده ، كه نظير آن را به سختى مىتوان در نقطه‌اى از اروپا يافت و تمامى ملت به نحوى از آن برخوردار است ، موجب شده كه اين هنر تا به امروز زنده بماند . اين اشتياق چنان است كه گاهى انسان ، بىاختيار ، آن را به جنون شعرسرايى تعبير مىكند . ممكن است اين پرسش پيش بيايد كه آيا دوام اين تعلق خاطر بقايايى از مظاهر قرون وسطايى نيست ؛ ولى ، مىتوان ، با اقامهء دلايل ، در درستى اين نظر ترديد روا داشت ، هرچند كه در دوران تجدد امروزى بيان معانى و انديشه‌ها به وسيلهء رمان و داستان كوتاه همواره رواج بيشترى يافته عرصه را بر شعر تنگ مىسازد . ولى ، هنوز ، دل‌بستگى به شعر ، تلذذ از خوش‌آهنگى زبان فارسى كه اوزان سحرانگيز شعر آن را دوچندان مىسازد ، هنر سخنورى و بلندى انديشه‌ها از مشخصات بارز ايرانى است . ( ميرافضلى نيز عقيده‌اى نظير اين دارد ) 20 و ، از اين‌رو ، تجاوز به حريم يك بيت فارسى هميشه مشكل‌تر از اشعار غربى خواهد بود . جريان پيش‌رفت انديشه‌ها و شيوه‌هاى تفكر جديدى كه در ايران پديد آمده صحت يا سقم نظر ما را نشان خواهد داد . ولى ، چون به عقب مىنگريم ، مىتوانيم با اطمينان اظهارنظر كنيم كه به سختى مىتوان تصور كرد كه ملتى كه ، پس از گرايش به اسلام ، يك چنين ادبيات شاعرانه‌اى به وجود آورده است هرگز بتواند بدون شعر پايدار بماند ؛ خاصه كه به شهادت آثار مكتوبش داراى چنان فرهنگ باستانى پيش‌رفته‌اى است . اين معنى تنها به سائقهء احساس بىواسطه‌اى كه ايرانيان نسبت به هنر دارند نيست ؛ بلكه ، لطافت و تأثيرپذيرى روح ايرانى نيز ، كه از حساسيت فوق العاده‌اى برخوردار است ، عامل مهمى به شمار است . به هيچ وجه ، نمىتوان پنداشت كه اين خصيصه فقط پس از تحولات ناشى از تهاجم تازيان و يا احيانا بر اثر مختصر اختلاط خونى كه در صدر اسلام حاصل شده به وجود آمده باشد . درعين‌حال ، نمىتوان منكر شد كه هنر شاعرى فارسى درى فرآورده‌اى از آميزش فرهنگ ايرانى و تازى است . « وجود خصوصيات ايرانى در آن آشكار است ، ولى اسلام رنگ و بويى تازه بدان بخشيده » 21 .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 126 | يان ريپكا / عيسى شهابى