تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

روح اسلام

فن گرونه باوم چگونگى تجلى روح اسلام را در ادبيات ملت‌هايى كه به اين آيين گرويده‌اند ، با ژرف‌بينى ، بيان مىكند 22 . به نظر وى ، توجه به احساسات دينى كه در مضامين هست و تأثير قرآن و احاديث در اين مضامين براى درك رابطهء بين ابداعات ادبى مؤمنان و اسلام ، به عنوان يك نظام دينى و اجتماعى ، فقط كمك ناچيزى مىكند . از لحاظ صورت عينى ، تمايل به شعر و نثر مصنوع انكارناپذير است ؛ ولى ، اين پديده‌اى است كه ، از يك سو ، پيش از اسلام هم در نوشته‌هاى تازى وجود داشت و ، از سوى ديگر ، در ايران بعد از اسلام ، تنوع يافته بر غناى آن افزوده شد و بعدا ، البته ، تعميم يافت ؛ ولى ، از لحاظ صورت ذهنى ، در اجزاى تركيب ناپيوستگى وجود دارد و مخصوصا از اين لحاظ تغييرات و تناقضاتى ناگهانى پيش مىآيد كه فن گرونه باوم آن را ذاتى نمىداند ؛ بلكه ، به نظر او معلول ارتباط نزديك نظريات ادبى با عقايد فلسفى و دينى اسلام است و او اين كيفيت را يك پديدهء خاص اسلامى تعبير مىكند . اين نكته كه تئورىهاى ادبى ملت‌هاى مسلمان در پى ابداعات شعرى دامنه‌دارتر و پيش رفته‌ترى نيست ، علل دينى دارد و آن اين است كه با معتقدات مربوط به آفرينش ، كه بنابر آن همه چيز از عدم به وجود آمده ، تناقضى پيش نيايد . ولى ، پس از آن‌كه حماسهء ايرانى بر اين اصل خط بطلان كشيد ، بسيارى از اسطوره‌ها و حماسه‌ها و ، هم‌چنين ، ادبيات سرگرم‌كننده مأخوذ از سنت‌هاى ايرانى به مآثر فرهنگى اسلامى راه يافت . يكى از خصايص بارز اشعار و به‌طور كلى ادبيات اسلامى نيز جنبهء آموزندگى و آكندگى آن از معانى علمى است .

نسبت نثر به نظم ( آنچه در زمينهء تاريخ ادبيات بايد انجام شود )

وجه تمايز ادبيات فارسى درى ، بىگمان ، جنبهء شاعرانهء آن است كه مخصوصا در اشعار چشم‌گير است و همهء جنبه‌هاى ديگر را تحت الشعاع قرار داده است . وسعت دامنهء داستان‌هاى منثور ، به مراتب ، كم‌تر است ؛ ولى آن نيز آكنده از ابيات است . محمد بهار 23 اشاره مىكند كه ، از آغاز پيدايش نخستين آثار مكتوب ، شمارهء ابيات در نثرهاى آموزنده مدام رو به افزايش است . ادبيات منثور و آموزنده در رشته‌هاى مختلف دانش فوق العاده مهم ، پخته و وسيع است . باوجود اين ، نثر شاخص آثار مكتوب فارسى نيست ؛ بلكه ، نظم بدين صفت ممتاز است . از آن جا كه هنرهاى تجسمى نيز از مظاهر هنرى ايران بعد از اسلام است و ارزش آنها كمتر از