خارقالعادهء وى دارد . ايرانى به آسانى درك مىكند و به سهولت بسيار فرامىگيرد ؛ ولى ، اين فضيلت ، كه داراى جنبههاى سودمندى هست ، خطرهايى هم دربردارد . تاريخ و تجربه نشان مىدهد كه ايرانى ، چون با يك محيط ترك روبهرو شود ، مقهور نيروى جاذبهء ترك مىگردد ؛ بدون آنكه بر اثر آن فرهنگ ايرانى دستخوش زيانى گردد و حتى مىتوان گفت كه برعكس است و ، چون در محيط و شرايط تازهاى قرار گيرد ، به سرعت درصدد سازش برمىآيد . وضع ايرانى متجدد ، كه در زمان حاضر از نزديك با تمدن اروپايى روبهرو است ، چنين است و در آن روزگار هم ، كه تهاجم تازيان شرايط سياسى ، اجتماعى و اقتصادى نوينى را بر ملت تحميل كرد ، جز اين نبود . با آنكه زبان خود را به حد پرستش دوست مىداشت ، به راه يافتن واژههاى تازى در آن تن درداد ؛ زيرا ، حل مسائل پيش آمده ، از اين راه آسانتر مىنمود و ، از آن گذشته ، راهى بود كه پيش از آن نيز در ايران نظايرى چند داشت ؛ مضافا بر اينكه ، زبان عربى از يك مزيت غيرعادى ، يعنى شكلپذيرى شگفتانگيزى ، برخوردار بود . از سوى ديگر ، اين تحرك معنوى افراد را سطحى و سرسرى بار آورد . تا آنجا كه من اطلاع دارم ، ادبيات فارسى درى بحث و گفتوگويى بههم پيوسته ، همانند كاتوى مهين دربارهء پيرى اثر سيسرون « 1 » ، نيافريده است ؛ ولى ، در مقابل ، بىشمارند ابياتى كه از تنگدستى و بىچارگى سرچشمه گرفته از كهنسالى مىنالند . شاعر زمام خود را به دست احساسات مىسپارد ، بىآنكه هيچگونه نظامى مطمح نظرش باشد 17 .
قابليت انطباق و انعطافپذيرى معنوى ايرانى به گرايش سريعى هم كه امروزه به اقتباس
هامش
( 1 ) . سيسرون ( متولد 3 / 1 / 106 ق م ، مقتول 7 / 12 / 43 ) ، وكيل مدافع و خطيب و سياستمدار و فيلسوف رومى ، اين رسالهء كوچك خود را ( عنوان اصلى :( Cato Maior de senectuteدر عداد كتابهاى فلسفى چندى كه نگاشته محسوب مىدارد . وى ، در اين رساله كه از زيباترين آثار هنرى اوست ، به اقتفا از صورت ارسطويى گفتوشنود ، ضمن يك سخنرانى پيوسته ، موضوع مورد نظر را مطرح كرده در تمام جوانب و اطراف آن دقيقا بحث مىكند . سخنران ، كاتوى مهين( Marcus Porcius Cato Maior )، سياستمدار و نويسندهء رومى ، است كه در اين هنگام 84 سال از سنش مىرود . طرفهاى صحبت او يكى سكيپيوى افريقايى كهين( Publius Cornelius Scipio Africanus minor )، منهدمكنندهء كارتاژ ، و يكى از بارزترين شخصيتهاى روم و ديگرى دوست او ، كايوس لليوس( Caius Lealius )، ( كنسول 140 ق م ) است . اين سخنرانى در سال 150 ق م صورت مىگيرد . در ابتداى رساله ، كاتو پس از چند گفتوشنود مقدماتى با دو نفر فوق الذكر علل نامطلوب بودن پيرى را چهار چيز مىشمارد : 1 ) پيرى مانع جنبوجوش در زندگى است 2 ) جسم را ضعيف مىسازد 3 ) ما را از تفريحات باز مىدارد 4 ) فاصلهء چندانى تا مرگ ندارد . و سپس طى سخنرانى خود ، ضمن مطالبى جدى و طنزآميز و با آوردن نكات آموزنده تاريخى ، همهء اينها را با بيانى شيوا رد مىكند .
نقل به تلخيص از نسخهء آلمانى كتاب و پسگفتار آن ، چاپReclam، شتوتگرات ، 1965 .