موضوع به اين سادگى و سرراستى هم نيست و مخصوصا بايد ماوراء النهر و افغانستان را در نظر گرفت كه تسنن در آنجا پايگاههايى استوار دارد . هرچند كه در ماوراء النهر زمانى تشيع قوت گرفت ، آن مذهب شيعهء هفتامامى ( اسماعيليه ) بود كه مبانى اجتماعى و سياسىاش با تشيع ايران تفاوت بسيار داشت و ، از آن گذشته ، شمارهء كسانى هم كه در ايران به تسنن گرويدهاند ناچيز نيست .
روىهمرفته ، بايد گفت كه تشيع ، به هر صورتى كه باشد ، براى ايران نيروى جاذبهء خاصى در بر داشت كه در دورانهاى مختلف ، برحسب اوضاع سياسى و اجتماعى ، متفاوت ؛ و نفوذ و صورت آن متقابلا از يكديگر متأثر بود . تشيع ، كه پيش از اين به عنوان يك صورت غير رسمى اسلام شامل بسيارى از بدعتهاى مورد قبول همگان و مخصوص طبقات محروم از امتيازات بود و به حمايت ستمديدگان برخاسته بود ، بعدها ، به عنوان مذهب رسمى ، كشور را متحد ساخت و سرانجام رونق خود را از دست داد 15 .
تساهل در شعر و ادب فارسى درى 16
شعر و ادب فارسى درى بدان سرافراز است كه ، صرفنظر از مواردى معدود و كاملا بىاهميت ، جولانگاه تعصبات دينى نگشته است ؛ هرچند كه روحانيان ايران ، كه از اين لحاظ سنت ديرينهء قابل ملاحظهاى از دوران ساسانيان داشتند ، غالبا احساسات دينى ملت را ، تا آخرين حد امكان ، به غليان مىآوردند . شاعران ما فوق اين نظريات جاهطلبانه و كوتهبينانهء دينى قرار دارند ؛ بيشتر به معنى توجه دارند تا به لفظ ؛ مردم را به اندازه نگه داشتن ، سازگارى و آزادمنشى خوانده ، گاه ، تا سرحد آزادانديشى كامل و طغيان بر ضد اعتقاد به وحى پيش مىبرند . بدين مناسبت ، بايد ، بالاخص ، به تأثير سودبخش عنصر ايرانى در پيشرفت فرقهء معتزله ، و برعكس ، عقبنشينى وى پس از روى كار آمدن متوكل ( 232 - 247 ه / 847 - 861 م ) ، خليفهء مرتجع عباسى كه در محاصرهء حاجبان ترك بود ، اشاره كرد . شعر و ادب ايرانى از تفاخرات ملى و نژادى نيز بر كنار است . فقط ، گاهبهگاه ، حملاتى بر ضد يهوديان يا مسيحيان ديده مىشود كه اكثرا از منابع اقتصادى سرچشمه مىگيرد .
قابليت تطبيق ، تأخير در اخذ تمدن اروپايى
قابليت شگرف ايرانى براى تطبيق خود با اوضاع و احوال جديد همبستگى كاملى بااستعداد