تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اگر اين اصلاح جز تغييراتى چند نباشد . خارجيان به هيچ‌وجه نبايد از اين طرز قضاوت ايرانيان بىخبر بمانند . لازم به تذكر است كه ادبيات يهودى - فارسى ، از ديرباز ، كه به خاطر نيايد ، از خط عبرى استفاده كرده است .

خصيصه‌هاى ملّى

خصيصه‌هاى ملى هر قوم عامل فوق العاده مهمى است كه شيوهء زيستن و انديشيدن آن قوم بر آن استوار است . اين عامل است كه ملتى را از ملت‌هاى ديگر متمايز ساخته به هر ملتى وجوه امتياز آن را مىبخشد . طبيعى است كه اين عامل در ادبيات نيز جلوه‌گر مىشود . ولى ، ما ، در اين جا ، از تمام آنچه با خصايص ملى رابطهء مستقيم دارد ، فقط چند نكتهء برجسته را مىتوانيم بيان كنيم .

فكر اتحاد و قطب مقابل آن ، حكومت‌هاى محلى

سراسر تاريخ ايران عبارت از قدرت‌نمايىهاى مداوم نيروهاى پراكنده‌كننده و مجتمع‌كننده است . ولى ، هرگاه و به هر نحو كه ايران ( مقصودم در درجهء اول ايران به معناى اخص يعنى ايران امروزى است ) متلاشى گشته ، همواره ، مجددا ، راهى براى وحدت خود يافته است . بىگمان ، علاوه بر اوضاع اقتصادى موقعيت جغرافيايى نيز در اين كيفيت مؤثر بوده است . دور نيست كه تا حدى زبردستى ايرانيان در ادارهء امور سياسى نيز ، كه جاحظ ( وفات : 255 ه / 869 م ) آن را در مورد ايرانيان دورهء ساسانى باتوجه خاصى مىستايد ، از اين لحاظ ، در نهان ، نقشى ايفا كند . اين زبردستى ايرانيان حتى بعدها نيز ، هنگام فرمان‌روايى سلسله‌هايى كه تقريبا همه بيگانه بودند ، پايدار ماند ؛ زيرا ، هرچند كه جنگ‌ها را غاصبان تاج‌وتخت برمىانگيختند ، كشور را مردانى ايرانى اداره مىكردند كه ، بىگمان ، احساسات به‌هم‌پيوستگى سياسى و ميهن‌پرستى ملى در نهادشان سرشته بود و ريشه‌هايى ژرف داشت . لكن ، در سرزمين ايرانيان شمال خاورى ، يعنى تاجيك‌ها ، كه از ديرباز كمابيش آزاد بوده حتى گاه‌به‌گاه بر ديگر نواحى برترى داشت ، اندك‌اندك وجوه متباينى پديد آمد . تمايل ايرانيان به وحدت ملى ، به‌صورت يگانگى زبان و انديشه در ادبيات فارسى جلوه‌گر گشت . حتى نظامى ، با آن‌كه از مردم قفقاز بود و در حاشيهء كشور در سرزمينى جداشده