تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
خط عربى از كوتاهى و زيبايى فوق العاده ، يعنى دو عاملى كه خط لاتين فاقد آن است ، برخوردار است . هنرمندان به زودى متوجه اين زيبايى شدند و خوش‌نويسى را به‌صورت يكى از بلندمرتبه‌ترين هنرهاى ايرانى درآوردند . خوش‌نويسى ، مينياتور ، صحافى و كاغذسازى دست به دست هم داده فرصت‌هايى عالى براى كتاب دوستان فراهم ساخت . ايرانيان در اين زمينه هم استادى خود را به منصهء ظهور مىرسانند . عامل زيبايى اين خط ، از نظر سخن‌پردازان ، يعنى شاعران ، نيز دور نماند كه گاهى مضامين شعرى مورد نظر را با شكل حروف مرتبط مىساختند « 1 » . اگر چنين شعرى به خط لاتين يا سيريلى نوشته شود ، تأثير خود را از دست مىدهد ؛ زيرا ، در اين‌گونه موارد شكل حرف از معناى مورد نظر شاعر تفكيك‌ناپذير است . زيان بزرگ‌تر ناشى از اين « مزيت » آن است كه اين خط يك نوع تندنويسى و كوتاه‌نويسى است كه بر امكان ايجاد ابهام در درك معانى كلمات مىافزايد . به علاوه ، اشكالاتى كه در راه يادگيرى خط فارسى و تطبيق دادن آن با مقتضيات صنعتى فنون چاپ وجود دارد ( حروف دست‌نوشته و چاپى باهم تفاوتى ندارد ) و عدم امكان نماياندن اختلافات جزئى صداها و ثابت نگه داشتن ارزش آنها نيز حائز كمال اهميت است . اين هردو عامل براى استاندارد كردن زبان و نماياندن انحرافات آن از استاندارد ، بالاخص به مفهومى كه ( در ادبيات امروزى ) در زبان عاميانه مورد نظر است ، و هم‌چنين ، از نظر لهجه‌شناسى ، اهميت فراوان دارد . اين بود علل اصلى اقدامى كه ملت‌هاى ترك و تاجيك‌ها براى رهانيدن خويش از اين اشكالات به عمل آوردند ؛ بدين ترتيب كه ترك‌هاى عثمانى خط لاتينى و تاجيك‌ها و ملت‌هاى ترك اتحاد جماهير شوروى خط سيريلى را جانشين خط فارسى كردند . در ايران نيز تعداد افرادى كه خواستار اصلاح خط بودند كم نبود . ميرزا ملكم خان ( 1833 - 1905 ) نخستين كس از اين دسته بود . بىشك ، امروزه ، شمارهء اينان رو به افزايش است . ايرانيان ، بر خلاف تاجيك‌ها كه قاطعانه عمل كردند ، به كوشش‌هايى كه در اين زمينه مىشود چندان روى خوش نشان نمىدهند . محافظه‌كارى ، حرمت سنتى كه بيش از هزار سال قدمت دارد ، ادبيات پرارج كلاسيك ، توجه به محاسن اين خط ، كه در بالا بدان اشاره شد ، و بسيارى نكات ديگر عواملى است به مراتب نيرومندتر از انگيزه‌هايى كه اصلاح خط را ايجاب مىكند ، حتى
هامش
( 1 ) .نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست * چه كنم حرف دگر ياد نداد استادمحافظ ، قزوينى ، غزل 317