تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
درعين‌حال ، زير نفوذ فرهنگ‌هاى پيش‌رفتهء هم‌سايگان خود در هندوستان و ايران و چين قرار داشتند . پيروان آيين‌هاى دنياگير ، مانند بودايى ، مانوى و مسيحى ، در كنار يكديگر به سر مىبردند و در زمينهء به وجود آوردن ابداعات ادبى با يكديگر هم‌چشمى داشتند . متن‌هاى اويغورى متعلق به عنصر ترك و بقاياى دست‌نويس‌هاى فارسى ميانه ، سغدى و سكايى متعلق به عنصر ايرانى است . از زبان‌هاى هند و اروپايى جديدى كه در آن‌جا كشف شد زبان به اصطلاح تخارى ، بيش از همه ، جلب توجه كرد . به زبان‌هاى هندى ( سانسكريت و پراكريت ) نيز متن‌هاى پراكنده‌اى يافت شده است .

آثار مكتوب مانوى

در آسياى مركزى ، پس از فرقهء بودايى مهايانه « 1 » و فرقهء مسيحى نستوريانى ، بيش از همه ، آيين مانوى شيوع داشت . پيروان اين آيين نه تنها گويش‌هاى فارسى ميانه ، بلكه ، سغدى ، اويغورى و چينى را نيز به كار مىبردند . بر اثر شايستگى مولر ( نخستين كسى كه توانست قطعات مانوى فارسى ميانهء كشف‌شده در واحهء تورفان را بخواند ) و معاصرانش ، زاله‌من و آندره‌آس ، بخشى از اين قطعات منتشر و مضمون آن روشن گشت . از لحاظ انتشار و تفسير چندين فقره از قطعات مانوى ، هنينگ بيش از همه ابراز شايستگى كرده است . بررسى محققان نام‌برده براى پژوهش در تعليمات مانى منابع موثق نوين و براى ايران‌شناسى و دانش زبان‌هاى هند و اروپايى متن‌هاى تازه‌اى به دست داد كه حاصل آن تحولى در زبان‌شناسى و تاريخ ادبيات و علم اديان بود . پاره‌اى از قطعات مانوى فارسى ميانه به گويش جنوب باخترى و برخى به گويش شمال باخترى ( پرتوى ) نگارش يافته و ، گاه‌به‌گاه ، يك اصطلاح سغدى نيز در آنها به چشم مىخورد . مندرجات اين قطعات ، از لحاظ ادبى ، نسبتا متنوع و عبارت است از سرودهاى دينى ، دعاها ، بخش‌هايى از آفرينش جهان ، دوره‌هايى از زندگانى مانى ، افسانه‌هايى از فعاليت‌هاى نخستين دعات مانوى ، مبارزه‌هاى قلمى با پيروان آيين‌هاى ديگر ، داستان‌هايى از پايان زندگى حضرت مسيح كه تفصيل شهادت او را در انجيل‌ها به خاطر مىآورد و نيز قطعاتى از حوادث مربوط به آخرت و وصف درام‌كونى « 2 » و مبانى اساطيرى تعليمات دينى . از
هامش
( 1 ) .Mahayana، چرخ بزرگ . ( 2 ) .Weltdrama - Cosmic dramaاصطلاح درام‌كونى از شادروان صادق هدايت است . ( زند و هومن يسن ، ص 12 ، -