تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مركزى و آسياى خاورى به وجود آمد . بعدها ، ايرانيان نيز به تبليغات دينى مبادرت كردند . در پاره‌اى از مقبره‌هاى نستورى و در سيبرى ، نام‌هاى ايرانى ديده مىشود . مسيحيان ادبيات دينى خود را ، علاوه بر سريانى ، به زبان‌هاى گوناگون ايرانى ، مانند فارسى ميانه و سعدى ، نيز مىنوشتند . مهم‌ترين اثر مكتوب مسيحى به فارسى ميانه كه به‌جاى مانده زبور است كه ، متأسفانه ، قطعهء ناقصى بيش نيست . اين قطعه در تورفان كشف و بررسى آن به آندره‌آس واگذار شد . پس از مرگ اين محقق ، شاگرد دانماركىاش بار ، آن را ميان نوشته‌هاى وى يافته منتشر كرد ( 1933 ) . خط باستانى پهلوى آن گواه بر آن است كه اين قطعه رونوشت ترجمه‌اى است كه ، تقريبا ، در نيمهء دوم سدهء ششم ، انجام شده و با نقوش معمول فارسى ميانه ، كه در آن هزوارش به كار مىرفته ، نگارش يافته است . اين ترجمه نه از متن عبرى و نه از سپتواگينتاى « 1 » يونانى ، بلكه از متن سريانى به عمل آمده كه زبان بومى مسيحيان ايران خاورى بوده است . بدين ترتيب ، اين زبور ، به علت همين قدمت اشكال و رسم الخط آن و اين‌كه به عنوان يك نوشتهء معاصر نمودار زبان و املاى دورهء ساسانى است ، سندى فوق العاده مهم است . شكل خطوط آن نيز ، كه بر خلاف كتاب‌هاى ادبى زياد درهم پيچيده نيست ، حائز اهميت بسيار است و پاره‌اى از كلمات در آن به صورتى درست‌تر آمده بهتر خوانده مىشود .

دست‌نويس‌هاى ايرانى ميانه

آثار مكتوب ادبيات مزدايى ايرانى ميانه در كتاب‌خانه‌ها و مجموعه‌هاى بىشمارى پراكنده است . مهم‌ترين مجموعه‌هاى دست‌نويس‌هاى اوستايى و فارسى ميانه در كتاب‌خانهء دانشگاه كپنهاگ ، كتاب‌خانه‌هاى بمبئى ، كتاب‌خانهء ملى مونيخ و كتاب‌خانهء ملى پاريس است . بخش نسبتا كوچكى از متون حائز اهميت هم متعلق به مؤسسات ديگر و يا در تملك خصوصى دانشمندان پارسى است . دست‌نويس‌هاى كهنه ، مخصوصا آنها كه در ايران نوشته شده ، به حكم خط خوشى كه دارد ، از ديگران ممتاز است . كاتبان ، همواره ، چنان‌كه نزد نسخه‌برداران اسلامى نيز معمول است ، كتاب‌ها را با عبارت « پت نام يزدان » « 2 » ( به نام خدا ) يا عباراتى نظير آن آغاز كرده آنها را با عبارت « فرژفت پت‌دروت اوشاتيه او راميشن » « 3 » ( با درود و شادى و
هامش
( 1 ) .Septuagintaترجمهء يونانى تورات كه در سدهء سوم ق م ، به فرمان بطليموس دوم ، پادشاه مصر ، به وسيلهء هفتاد و دو تن مترجم به عمل آمد . نقل به تلخيص ازDer Neue Brockhaus( 2 ) .Pat nam - i Yazdan( 3 ) .frazaft Pat drot u Satih u ramisn