آفريده بود . اين اثر شامل دايرة المعارفى از تعليمات آن فرزانه دربارهء پيدايش جهان و نيز نمايش بخشهاى پراكندهاى از كرهء تخيلى او و صحنههايى از درامكونى ، از هنگام نخستين برخورد روشنايى و تاريكى تا فاجعهء نخستين انسان ، و همچنين ، زادن جاويدانان و مبارزههاى با ديوان بود . اين اثر در سال 1092 هنوز وجود داشت و در خزانهء پادشاه غزنه مورد اعجاب ابو المعالى قرار گرفته بود ، ولى پس از آن مفقود الاثر گشته است . پيروان اين آيين ، هنوز ، تا قرنها بعد ، در تركستان و سيبرى جنوبى ، بناها و صخرهها را با عكسهاى مانى و شاگردانش تزيين مىكردند .
نوشتههاى سغدى
گفتيم كه مانويان و مسيحيان در آسياى مركزى زبان سغدى را نيز به كار مىبردند و ، اينك ، لازم مىدانيم كه زبانهاى نزديك به فارسى ميانه را در آسياى مركزى ، كه در تاريخ فرهنگ و مدنيت ايران اهميت بسيار كمترى دارند ، نيز ذكر كنيم . زبان سغدى نه تنها در سغد ( سمرقند ) ، كه سرزمينى ايرانىزبان بود ، صحبت مىشد ؛ بلكه ، در مناطق هممرز ، زبان بازرگانان و ، بنابراين ، يك وسيلهء مهم تفاهم در قلب آسيا بود . مرزوبوم اصلى آن نواحى بخارا ، سمرقند ، تاشكند و آلماآتا « 1 » بود ، ولى آثار شايان توجهى از اين زبان در خاور پامير ، تركستان چين ، كاشغر و يارقند و در جنوب درياچهء لوبنور « 2 » و ، همچنين ، در قربلاغاسون ايغورى به دست افتاده است . در محل اخير ، يك كتيبهء خاقان آنجا ، علاوه بر تركى كهن و چينى ، داراى يك روايت سغدى نيز بود . قطعات ترجمهاى از عهد جديد ، ( كتاب مقدس ) و قسمتهاى باقيماندهء افسانهء پيدا كردن صليب مقدس به وسيلهء امپراتريس هلنا « 3 » از آن مسيحيان است . آيين مانوى در قطعاتى از كتابهاى دينى كه اكثرا قدمت كمترى دارد و احكام دين غالبا در آن تحريف شده تجلى مىكند . اكثر كتابهاى سغدى به وسيلهء بودايىها تأليف شده و عبارت از ترجمههايى از زبانهاى هندى است ( وسانترجاتكم « 4 » ، سوترهء « 5 » ديرگهنكهه « 6 » راهب ، سوترهء علتها و معلولها ) .
هامش
( 1 ) . كرسى جمهورى شوروى قزاقستان .
( 2 ) .Lob - norواقع در شمال چين .
( 3 ) .Helenaمادر كنستانتين بزرگ ، ( 257 - 336 ) از حاميان آيين مسيحى ، به روايت يك افسانه ، وى ، در اورشليم ، صليبى را كه حضرت مسيح با آن مصلوب شده پيدا كرد . نقل به تلخيص ازDer Neue Brockhaus.
( 4 ) .Vesantara jatakam( 5 ) .Sutraبخشى از ادبيات سانسكريت كه شامل عبارات سادهء اخلاقى و حكيمانه است و نيز بخشى را كه در باب مناسك دينى و حقوق عادى باشد سوتره گويند . مأخوذ ازDer Neue Brockhausو دايرة المعارف فارسى ، ( ذيل « سانسكريت » ، « ادبيات » .
( 6 ) .Dirghanakha