تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
آموزنده‌اى آگاهى يابيم . فقط اشاره‌هاى پراكنده‌اى گواه بر آن است كه پاره‌اى از كتاب‌ها ( مثلا بندهشن بزرگ ) از زير دست روحانيان فرقهء زروانيان گذشته است . فصلى از اصول آيين زروانى كه در بيانيهء پادشاه يزدگرد دوم خطاب به ارمنىها آمده نيز حائز اهميت است . از اين فرمان تمايلى كه براى نماياندن ثنويت مزدايى به‌صورت يكتاپرستى ابراز مىشود ، به خوبى ، آشكار است . از اين‌ها كه بگذريم ، اطلاعات ما دربارهء تعليمات فرقه‌هاى مختلف فقط محدود به مطالبى است كه شهرستانى و بيرونى و ساير نويسندگان تازى براى ما نقل كرده‌اند . اشاعهء مسيحيت در ايران محتملا از همان دوران حواريون خيلى كند بوده . بنابر آنچه در ابوكريفا « 1 » آمده ، چند تن از حواريون در قلمرو ايران فعاليت داشته‌اند ، ولى پيش‌رفت اين آيين در ناحيهء خوزستان فعلى نسبتا تندتر بوده . در ديگر نواحى ، تعداد مسيحيان بسيار اندك بود . روايت افسانه‌مانندى حاكى از فعاليت توماى حوارى در دربار پادشاه گندوفاروس « 2 » در ايران خاورى است . « 3 » در تاريخ نيز از چند فقره كه مسيحيان در دورهء ساسانيان تحت پيگرد بوده‌اند سخن رفته است ( دامنه‌دارترين اين پيگردها مقارن 340 ، در دوران پادشاهى شاپور دوم ، بود ) از اواخر سدهء پنجم به بعد ، نسبت به نستوريان سخت‌گيرى نمىشد . اينان پيروان يك فرقهء مذهبى بودند كه در امپراتورى بيزانس مورد پيگرد قيصران راست‌دين قرار گرفته بودند و ، به اقتضاى رسالتى كه داشتند ، نه تنها در ايران ، بلكه در آسياى مركزى هم فعاليت مىكردند . نستوريان ، در نيمهء اول سدهء هفتم ، تا به چين هم رسيدند . اين دعات سريانى بودند ( كتيبه‌هاى نستورى در سىنگانفو « 4 » ، واقع در چين ، مربوط به سال 781 ، علاوه بر چينى شامل متن سريانى هم هست ) و خط سريانى را نيز با خود آوردند كه از آن الفباى پاره‌اى از ملت‌هاى آسياى
هامش
( 1 ) .Apokryphenملحقات كتاب مقدس . ( 2 ) .Gondopharos( 3 ) . از وى ( توما ) به عنوان حوارى هندوستان ، نخستين‌بار ، در كتاب اعمال توماى حوارى ضمن يك روايت افسانه‌اى بحث مىشود . اين روايت ، هرچند كه با ذكر شخصيت‌هاى تاريخى مانند پادشاه اشكانى و هندى ، گوندافور ( دوران سلطنتش به حكم سكه‌هاى به دست آمده در سدهء اول بعد از ميلاد بوده ) و بحث در روابط مستحكم فرهنگى و بازرگانى ميان هندوستان شمالى و سوريه ، ماهرانه سعى شده كه به آن رنگ و جلايى داده شود ، فاقد واقعيت تاريخى است . بنابراين روايت ، « عيسى ( ع ) توماس را به عنوان نجار شيروانىساز فروخت تا در دربار گوندافور كار كند و وى با مخدوم خود راه هندوستان در پيش گرفت . در راه سفر ، به نزد پادشاه و بيش‌تر از آن در دربار او معجزات گوناگونى از خود ظاهر ساخت و مردمى چند را به مسيحيت گروانيد و سرانجام شهيد شد » . نقل به تلخيص ازHennecke , Edgar , Neutesta mentaliche Apokryphen، ج 2 ، ص 372 - 297 . ( 4 ) .Si - ngan - fu