رامش پايان يافت ) پايان مىدهند . در پايان دستنويس ، غالبا سطرى چند از طرف كاتب افزوده شده كه شامل نام وى و محل نگارش دستنويس و سرمشقى است كه نسخه از روى آن تهيه گشته . اين سطور براى تعيين تاريخ تهيهء دستنويسها بسيار مهم است . و نيز ، همواره ، مطالب و اشاراتى از طرف كاتب ذكر شده كه از تصورات دينى و خرافى وى سرچشمه گرفته است . فىالمثل ، كاتبى در يك دستنويس موجود در كپنهاگ « 1 » نام اهريمن را با حروف معكوس نوشته است . بيشتر قطعات مانوى كه در تورفان به دست آمده اينك در برلين و به مقدار كمترى هم در پايتختهاى كشورهايى است كه هيئتهاى اكتشافى را به تورفان فرستادهاند . چندين فقره از متنهاى كتابها و قطعات تورفان هنوز منتشر نشده و ، با گذشت زمان ، چاپهاى تازهاى جانشين چاپهاى كهنهتر متنها مىگردد و ، در اين چاپهاى تازه ، اطلاعات آموزندهاى كه از كشفيات نوين در تورفان و ايران به دست آمده گنجانده مىشود .
انتشارات پارسيان هند ، در اوايل امر ، تقريبا بىارزش بود ؛ ولى ، از آن هنگام كه كاما ، دانشمند پارسى ، در آلمان ، با روش صحيح كارهاى علمى آشنا گشت ، سطح كارهاى علمى پارسيان بهطور محسوسى بالا رفت ، ولى هنوز نتوانسته همسطح دانش اروپايى گردد . شمارهء ترجمههايى كه از زبان فارسى ميانه به عمل آمده زياد نيست . ترجمههاى قديمى وست ، محقق عالىقدر انگليسى ، ديگر جوابگوى نيازمندىهاى اين دوره نيست . امروزه ، خود ناشرين ترجمهء متنها را نيز به آنها اضافه مىكنند ؛ چنانكه پژوهندگان رشتههاى ديگر نيز مىتوانند از منابع ايرانى استفاده كنند .
اكتشافات آسياى مركزى
در دههء آخر سدهء نوزدهم ، چند مسافر ، در تركستان چين ، به مداركى از ادبيات قديمى دست يافتند . كشفيات آنان مؤسسات درجه اول اروپايى و آسيايى را برانگيخت كه هيئتهايى گسيل دارند . اينان ، در كشورهاى آسياى مركزى و بالاخص تركستان چين ، به كاوش پرداخته اسناد فرهنگى معتنابهاى را از زير خاك بيرون آوردند . مطالعهء اين آثار روشن ساخت كه اينها بقاياى نوشتههاى بسيار زيادى از ملتهايى هستند كه پيش از پيدايش امپراتورى بزرگ مغولى ، در آسياى مركزى سكونت داشته داراى دولتها ، تمدنها و فرهنگهاى خاص خود بودهاند . اين ملتها در زمينههاى بازرگانى ، سياست و دين متقابلا از يكديگر متأثر بوده ،
هامش
( 1 ) . نسخهء 26 ، ورق 10 ، صفحهء پشت سطر 15 .