سگزنبى ( در دوران اهرمزد چهارم ) ذكر شده . فردوسى ، كه چند تن از نويسندگان مذكور را نام مىبرد ، به نامهاى بزرگمهر و برزويه اسامى سركش ، باربد ، خوانندگان دربار خسرو دوم ، فرزند اهرمزد ، را هم مىافزايد . باربد از مردم نيشابور بود و ، بشخصه ، بيش از سى آهنگ براى شاه تصنيف كرد . در زمان يزدگرد سوم ، بازپسين پادشاه ساسانى ، يك نجيبزادهء شهرستانى به نام دانشور ، همراه با فرخان مغ و يك دربارى به نام رامين ، كتاب جامعى دربارهء تاريخ ايران از قديمترين ازمنه تا مرگ خسرو دوم ( به سال 428 ) تأليف كرد . عنوان اين كتاب خوتاى نامك « 1 » ( خداىنامه ، شاهنامه ) است و ، در سدهء هشتم ، به وسيلهء ابن مقفع به تازى و ، در سدهء دهم ، به وسيلهء چند زرتشتى به فارسى درى برگردانده شده است . اين كتاب براى تمامى تاريخنويسان و شاعران بعدى مهمترين منبع براى آگاهى از افسانههاى ايران كهن و روىدادهاى تاريخى بود . بارون روزن ، محقق روسى ، ثابت كرد كه هرچند كه اين وقايعنامهء فارسى ميانه ، نخستين بار ، توسط ابن مقفع به تازى برگردانده شده ، بعدا ، روايتهاى متعددى از آن پديد آمده كه در بعضى از آنها از ترجمهء قديمى ابن مقفع استفاده شده ؛ ولى ، در بعضى ديگر ، قسمتهايى از ساير كتابهاى فارسى ميانه گنجانده شده و پارهاى از مؤلفان هم تحريرهاى مختلف را با يكديگر سنجيده و كوشيدهاند كه صورت اصلى و حقيقى خوتاى نامك را بازسازى كنند ؛ زيرا ، مىدانستهاند كه مترجمان نخستين پارهاى بخشها را از قلم انداختهاند . وجود وقايعنامهها و سالنامهها ( كه تازيان به آن كتاب السير و التواريخ مىگويند ) غالبا از طرف نويسندگان اسلامى تأييد مىشود كه آنها را در منازل بزرگان ايران و دانشمندان به چشم خود ديدهاند .
مسعودى نقل مىكند كه ، به سال 915 در استخر ، كتاب بزرگ مصورى ديده كه منجمله شامل تاريخ پادشاهان ساسانى و حكومتها و ساختمانهاى آنان بوده است . از هر شهريارى تصويرى در دست بود تا اخلافش بدانند كه وى كدام تاج را به سر مىنهاده ، لباسهايش در روزهاى جشن چگونه بوده و ريش خود را به چه صورتى مىآراسته است . اين كتاب ، گويا ، رونويسى از كتابى باشد كه به سال 731 در خزانهء سلطنتى ايران پيدا شده ( ؟ ) و تصاويرش با طلا ، نقره و مس روى پوست ظريف يا كاغذ نقش شده است . همچنين ، گفته مىشود كه ، در شيز ، واقع در آذربايجان ، وقايعنامههاى كهن ايرانى نگهدارى مىشده و به گفتهء استخرى جغرافىدان ، با تصويرهاى پادشاهان ايرانى ، كه در ناحيهء شاپور بر صخرهها حك شده ،
هامش
( 1 ) .Chvatai namak