پژوهشهاى عميقى كه به عمل آمد شكى را كه ، در اوايل ، دربارهء اصالت و حقيقت اين گزارش وجود داشت بر طرف ساخت . بر اثر تجزيه و تحليلهاى علمى ، ثابت شد كه كتاب هزار و يك شب واقعا در ايران از روى يك سرمشق هندى پديد آمده و در سدهء نهم به تازى برگردانده و ، بعدا ، ملحقات زيادى به آن افزوده شده تا به صورتى كه امروز مىشناسيم درآمده است . اين مثال خوبى براى اقتباس نفايس فرهنگى و اشاعهء آن از طرف ايرانيان است .
تأثيرات ايرانى در آثار ادبى ديگر
نگارنده بر آن است كه نفوذ خاورزمين ( بالاخص ايران ) بر ادبيات قرون وسطاى اروپاى غربى ، مخصوصا بر اشعار حماسى و حماسههاى دربارى ، هنوز ، آنچنان كه بايد ، روشن نيست . در اروپا ، زوهچك و شرودر و ، در خاورزمين ، كوياجى اين مسئله را بررسى كردهاند .
به عقيدهء دو پژوهندهء اروپايى ، مضامين شعرهاى پهلوانى ايرانى در سلسلههاى حماسههاى شهسوارى ، مخصوصا در افسانههاى آرتوس « 1 » ، ديده مىشود . اين دو محقق ارتباط مضامين را در پارسيفال « 2 » ، حماسهء معروف ولفرام فن اشنباخ ، مورد تدقيق بيشترى قرار دادند و زوهچك به اين نتيجه رسيد كه در اين حماسه مضامين ايرانى وجود دارد ، ولى شرودر احتمال مىدهد كه در تأليف آن كتابهايى مورد استفاده بوده كه در محافل نومانويان « 3 » در جنوب فرانسه
هامش
- چنين آمده : اين داستان پادشاه و وزير و دخترش و خادمهء اوست . اين دو شيرآزاد و دينازاد نام دارند ( به ضبط ديگر : و دايهء آن دختر ، و دو دختر وزير ) .
( 1 ) .ArtusياArthurپادشاهى افسانهاى از سلتهاى بريتانيا كه مقارن سال پانصد م به مقابله با تهاجم ساكسونها پرداخت . راجع به وى ، افسانههاى زيادى آمده و در تمام اروپا اشاعه يافته . مضمون اين افسانه را شاعرانى چونChrestien de Troyesاز فرانسه ،Hartmann von AueوGottfried von StarssburgوWolfram von Eschenbachاز آلمان و بعدهاSir Thomas Maloryاز انگلستان در آثار خود آوردهاند . نقل به تخليص از دايرة المعارف بروكهاوس ، 1966 .
( 2 ) . شخصيتParzivalجز در افسانهها و ادبيات وجود خارجى ندارد و براى نخستينبار در اثرLi Contes del Graalتأليف كرتين دوتروا ظاهر مىشود و ، چنانكه برمىآيد ، اصولا اختراع فكرى خود اين شاعر است . موضوع داستان در پارسيفال اثر فون اشنباخ پيرامون اين اصل دور مىزند كه هركس در برابر خداوند سر تعظيم فرود آورد مشمول عنايات الهى مىشود . ريشارد واگنر از اين داستان اپرايى تحت عنوانParsifelساخته است . نقل به تلخيص از مايههاى ادبيات جهان( Elisabeth Frenzel , Stoffe der Weltliteratur )به گفتهء پروفسور رمپيس خاورشناس فقيد پارسيفال ، در اصل ، به معناى « ايرانى نجيب » بوده است .
( 3 ) . اينها فرقههاى مختلفى و بالاخص البيژواهاAlbigeois )، يعنى منسوبان به شهرAlbi، مركز ايالتTarnدر جنوب -