نگارش يافته بوده و ولفرام خود به آنها استناد مىكند . اين مسئله هنگامى حل مىشود كه ثابت گردد كه كتاب كيوت « 1 » ، شاعرى روىهمرفته گمنام از مردم پروانس كه ولفرام از آن به عنوان سرمشق خود نام مىبرد ، حقيقتا وجود داشته است و نيز محقق مىشود كه كيوت مانوى و يا دستكم تحت تأثير اين آيين بوده و يا موافق با روح مانويت شعر مىسروده است . بههرحال ، محال نيست كه مانوىهاى جنوب فرانسه در آثار ادبى خود از مضامينى كه اصل ايرانى داشته استفاده مىكردند .
كوياجى ، در سلسلهء افسانهء آرتور ، بازتابى از افسانههاى ايرانى را مىبيند . باتوجه به پايهء امروزى پيشرفت پژوهشهاى علمى ، در اين زمينه ، بايد گفت كه محققا ، هنوز دلايل كافى براى اثبات تمام آنچه اين دانشمندان اظهار مىكنند در دست نيست .
نوشتههاى بازپسين سدهء دوران ساسانيان
فقط در بازپسين سدهء دوران ساسانيان است كه ، براى نخستينبار ، در كتابهاى غير بومى فارسى ميانه نام مؤلفان آن ديده مىشود . در زمان پادشاهى خسرو اول انوشيروان ( به معناى روان جاودان ) ، بر اثر سختگيرى و جلوگيرى از نهضتهاى اجتماعى و تقويت قدرت حكومت ، ايران دولت مقتدرى شد كه صرفا جنبهء استبدادى داشت و يك دولت ناسيونال و امپرياليست بود . خسرو ، در درجهء اول ، به طبقهء سازمانيافته و باوفاى نجبا ، كه در دستگاههاى دولتى مصدر خدمت بودند ، و طبقهء شهسواران ، كه به قرار شايع مادرش نوانداخت از دودمان آنان بود ، اتكا داشت . بنا به پارهاى روايات ، وى فرمان داد كه مآخذ و افسانههاى پادشاهان باستانى ايران را گرد آورند و ، بدين ترتيب ، شالودهء افسانهء شاهان را پىريزى كرد .
برجستهترين اثرى كه براساس آن به وجود آمد ، بهصورت كتاب فردوسى در دست ماست .
يك كار معروف دوران پادشاهى وى برپا كردن مهاجرنشين ايرانى در يمن واقع در جنوب عربستان است . از اين مهاجرنشين چند روايت قهرمانى بهجاى مانده ، ولى فقط بهصورت
هامش
- فرانسه كه به آلمانى آنها راAlbingeserمىنامند ) و كاتارها (Cathares، به آلمانى به آنهاKatharerمىگويند كه واژهءKetzer، به معناى مرتد ، از آن مشتق شده ) هستند كه ، به فرمان پاپInnocentسوم ، طى جنگهايى كه از سال 1209 تا 1229 به فرماندهىSimont de Montfortانجام شد ، به كلى قلعوقمع شدند . مأخوذ از دايرة المعارف بروكهاوس و فرهنگ ادبيات جهان ، ج 2 .
( 1 ) .Kyot