تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2111

مساهمون:

ص٢١١١
بخواند دعا غريق را . گفتم : چگونه است دعاى غريق ؟ فرمود : مىگويى : يا اللّه ، يا رحمن ، يا رحيم ، يا مقلّب القلوب ، ثبت قلبى على دينك پس گفتم يا مقلّب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دينك . پس فرمود : به درستى كه خداوند عزّ و جلّ مقلّب است قلوب و ابصار را و لكن بگو چنان كه من مىگويم : يا مقلّب القلوب ، ثبّت قلبى على دينك . [ 1 ]

هشتم

: استمداد و استعانت و استغاثه به آن جناب در هنگام شدايد و اهوال و بلايا و امراض و رو آوردن شبهات و فتنه از اطراف و جوانب و نديدن راه چاره و خواستن از حضرتش حلّ شبهه و رفع كربة و دفع بليّه ، چه آن جناب بر حسب قدرت الهيّه و علوم لدنيّهء ربّانيّه بر حال هر كس در هر جا دانا و بر اجابت مسئولش توانا و فيضش عامّ ، و از نظر در امور رعاياى خود غفلت نكرده و نمىكند . و خود آن جناب ، در توقيعى كه براى شيخ مفيد فرستادند مرقوم فرمودند كه : علم ما محيط است به خبرهاى شما ، و غايب نمىشود از علم ما هيچ چيز از اخبار شما و معرفت به بلايى كه به شما مىرسد . [ 2 ] و شيخ طوسى در كتاب غيبت روايت كرده به سند معتبر از جناب ابو القاسم ، حسين بن روح ، نايب سيّم - رضى اللّه عنه - كه گفت : اختلاف كردند اصحاب ما در تفويض و غير آن . پس رفتم نزد ابى طاهر بن بلال در ايّام استقامتش . يعنى پيش از آن كه بعضى مذاهب باطله اختيار كند پس آن اختلاف را به او فهماندم . پس گفت : مرا مهلت ده ، پس او را مهلت دادم چند روز ، آن‌گاه معاودت كردم به نزد او ، پس بيرون آورد حديثى به اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : هرگاه اراده نمود
هامش
[ 1 ] كمال الدين ، ج 2 ، ص 352 ؛ مهج الدعوات ، ص 415 ؛ بحار الأنوار ، ج 95 ، ص 326 و 52 ، ص 148 - 149 . [ 2 ] بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 174 ؛ الاحتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 322 - 323 .