تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2068

مساهمون:

ص٢٠٦٨
اسلام . و تزويج فرمود حقّ جلّ و علا ، فاطمه را به على عليه السّلام در ملأ اعلى . و مقاتله نمود با عمرو بن عبد ودّ ، و فتح كرد خبير را ، و شرك نياورد به خداى تعالى به قدر به هم زدن چشمى به خلاف آن سه . و تشبيه فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را به چهار پيغمبر ، در آنجا كه فرمود : هر كه خواهد نظر كند به سوى آدم در علمش و به سوى نوح در فهمش و به سوى موسى در شدّتش و به سوى عيسى در زهدش پس نظر كند به سوى علىّ بن ابى طالب عليه السّلام . و با وجود اين فضايل و كمالات ظاهره و باهره و با قرابتى كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دارد و با برگردانيدن آفتاب براى او چگونه معقول و جايز است تفضيل ابى بكر بر على عليه السّلام ؟ چون رفيع الدّين استماع نمود اين مقاله را از ابى القاسم كه تفضيل مىدهد على عليه السّلام را بر ابى بكر پايهء خصوصيّتش با ابو القاسم منهدم شد و بعد از گفتگويى چند رفيع الدّين به ابو القاسم گفت : « هر مردى كه به مسجد بيايد پس هر چه حكم كند از مذهب من يا مذهب تو اطاعت مىكنيم » . و چون عقيدهء اهل همدان بر ابو القاسم مكشوف بود ، يعنى مىدانست كه از اهل سنّت‌اند خائف بود از اين شرطى كه واقع شد ميان او و رفيع الدّين ، لكن به جهت كثرت مجادله و مباحثه قبول نمود . ابو القاسم ، شرط مذكور را با كراهت راضى شد و بعد از قرار شرط مذكور بدون فاصله وارد شد جوانى كه ظاهر بود از رخسارش آثار جلالت و نجابت و هويدا بود از احوالش كه از سفر مىآيد و داخل شد در مسجد و طوافى كرد در مسجد و بعد از طواف آمد به نزد ايشان . رفيع الدّين از جا برخاست و در كمال اضطراب و سرعت و بعد از سلام به آن جوان سؤال كرد و عرض نمود امرى را كه مقرّر شد ميان او و ابو القاسم و مبالغه بسيار نمود در اظهار عقيدهء خود براى آن جوان و قسم مؤكّد خورد و او را قسم داد كه عقيدهء خود را ظاهر نمايد بر همان نحوى كه در واقع دارد . و آن جوان مذكور بدون توقّف اين دو بيت را فرمود :