تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2069

مساهمون:

ص٢٠٦٩
متى أقل مولاى أفضل منهما * أكن للّذى فضّلته متنقّصا أ لم تر أنّ السّيف يزرى بحدّه * مقالك هذا السّيف احذى من العصا
و چون جوان از خواندن اين دو بيت فارغ شد و ابو القاسم و رفيع الدّين در تحيّر بودند از فصاحت و بلاغت او ، خواستند كه تفتيش نمايند از حال آن جوان كه از نظر ايشان غايب شد و اثرى از او ظاهر نشد . و رفيع الدّين چون مشاهده نمود اين امر غريب و عجيب را ، ترك نمود مذهب باطل خود را و اعتقاد كرد مذهب حقّ اثنى عشرى را . صاحب رياض پس از نقل اين قصّه از كتاب مذكور فرمود كه : « ظاهرا آن جوان ، حضرت قائم عليه السّلام بوده » . و مؤيّد اين كلام است آنچه خواهيم گفت در باب نهم . و امّا دو بيت مذكور پس با تغيير و زيادتى در كتب علماء موجود است به اين نحو :
يقولون لى فضّل عليّا عليهم * فلست أقول التّبر على من الحصا اذا انا فضّلت الامام عليهم * اكن بالّذي فضّلته متنقّصا أ لم تر انّ السّيف يزرى بحدّه * مقالة هذا السّيف امضى من العصا
و در رياض فرموده كه آن دو بيت مادّهء اين ابيات است ، يعنى منشى آن از آن حكايت اخذ نموده . [ 1 ]

حكايت سيزدهم : قصّهء عافيت يافتن جناب شيخ حرّ عاملى است از مرض خود به بركت آن حضرت - سلام اللّه عليه

: محدّث جليل شيخ حرّ عاملى در اثبات الهداة فرموده كه : من در زمان كودكى كه ده سال داشتم . به مرض سختى مبتلا شدم به نحوى كه اهل و اقارب من جمع شدند و گريه مىكردند و مهيّا شدند براى عزادارى و يقين كردند كه من خواهم مرد در آن شب . پس ديدم پيغمبر و دوازده امام را - صلوات اللّه عليهم - و من در ميان
هامش
[ 1 ] رياض العلماء ، ج 5 ، ص 504 - 507 و نجم الثاقب ، حكايت پنجاه و هشتم .