تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2065

مساهمون:

ص٢٠٦٥
غرفه‌اى خواهى ديد پس به حاكم بگو كه جواب نمىگويم مگر در آن غرفه ، زود است كه وزير ممانعت مىكند از دخول در آن غرفه و تو مبالغه بكن به آن كه به آن غرفه بالا روى و نگذار كه وزير تنها داخل غرفه گردد زودتر از تو ، و تو اوّل داخل غرفه شو . پس در آن غرفه طاقچه‌اى خواهى ديد كه كيسهء سفيدى در آن هست و آن كيسه را بگير كه در آن قالب گلى است كه آن ملعون ، آن حيله را در آن كرده است . پس در حضور حاكم آن انار را در آن قالب بگذار تا آن كه حيلهء او معلوم گردد . و اى محمّد بن عيسى ! علامت ديگر آن است كه به حاكم بگو : « معجزهء ديگر ما آن است كه آن انار را چون بشكنند به غير از دود و خاكستر ، چيزى ديگر در آن نخواهيد يافت ، و بگو اگر راستى اين سخن را مىخواهيد بدانيد ، به وزير امر كنيد كه در حضور مردم آن انار را بشكند و چون بشكند آن خاكستر و دود بر صورت و ريش وزير خواهد رسيد . » و چون محمّد بن عيسى اين سخنان معجز نشان را از آن امام عاليشان و حجّت خداوند عالميان شنيد ، بسيار شاد گرديد و در مقابل آن جناب زمين را بوسيد و با شادى و سرور به سوى اهل خود برگشت و چون صبح شد به نزد حاكم رفتند و محمّد بن عيسى كرد آنچه را كه امام عليه السّلام به او امر فرموده بود و ظاهر گرديد آن معجزاتى كه آن جناب به آن‌ها خبر داده بود . پس حاكم متوجّه محمّد بن عيسى گرديد و گفت : « اين امور را كى به تو خبر داده بود ؟ » گفت : « امام زمان و حجّت خداى بر ما » . والى گفت : « كيست امام شما ؟ » . پس او از ائمّه عليهم السّلام هر يك را بعد از ديگرى خبر داد تا آن كه به حضرت صاحب الأمر - صلوات اللّه عليه - رسيد . حاكم گفت : دست دراز كن كه من بيعت كنم بر اين مذهب و من گواهى مىدهم