مباركش ، گوشت روى نازنينش كم است ، بر روى راستش خالى است كه پندارى ستارهاى است درخشان ، و على رأسه فرق بين وفرتين كأنّه الف بين و اوين ، ميان دندانهايش گشاده است ، چشمانى سياه و سرمه گونه و در سرش علامتى است ، ميان دو كتفش عريض است و در شكمش و ساق مانند جدّش امير المؤمنين عليه السّلام است .
و وارد شده : المهدىّ طاووس اهل الجنّة ، وجهه كالقمر الدرّىّ عليه جلابيب النّور .
يعنى : حضرت مهدى عليه السّلام طاووس اهل بهشت است ، چهرهاش مانند ماه درخشنده است ، بر بدن مباركش جامهها است از نور ، عليه جيوب النّور تتوقّد بشعاع ضياء القدس . بر آن جناب جامههاى قدسيّه و خلعتهاى نورانيّهء ربّانيّه است كه متلألأ است به شعاع انوار فيض و فضل حضرت احديّت و در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغوانى است كه شبنم بر آن نشسته و شدّت سرخيش را هوا شكسته ، و قدّش چون شاخه بان درخت بيد مشك يا ساقهء ريحان ، ليس بالطّويل الشّامخ ، و لا بالقصير اللّازق نه دراز بىاندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده ، بل مربوع القامة مدوّر الهامة قامتش معتدل و سر مباركش مدوّر ، على خدّه الايمن خال كانّه فتاة مسك على رضراضة عنبر بر روى راستش خالى است كه پندارى ريزه مشكى است كه بر زمين عنبرين ريخته ، له سمت ما رأت العيون اقصد منه هيأت نيك خوشى داشت كه هيچ چشمى هيأتى به آن اعتدال و تناسب نديده . صلّى اللّه عليه و على آبائه الطّاهرين .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1981
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٩٨١