تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1977

مساهمون:

ص١٩٧٧
طلب مىكنند كه اخذ علوم و شرايع از حضرتش نمايند آن جناب مىگريزد از ايشان به جهت تقيّه ، پس آن حضرت غريم مستتر است . صلوات اللّه عليه .

ششم : قائم

؛ يعنى برپا شونده در فرمان حقّ تعالى ، چه آن حضرت ، پيوسته در شب و روز مهيّاى فرمان الهى است كه به محض اشاره ظهور فرمايد . و روايت شده كه آن حضرت را قائم ناميدند براى آن كه قيام به حقّ خواهد نمود [ 1 ] و در روايت صقر بن ابى دلف است كه به حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام عرض كردم كه : چرا آن جناب را قائم ناميدند ؟ فرمود : براى آن كه به امامت اقامت خواهد نمود بعد از خاموش شدن ذكر او و مرتد شدن اكثر آن‌ها كه قايل به امامت آن حضرت بودند . [ 2 ] و از ابو حمزهء ثمالى مروى است كه گفت : سؤال كردم از امام محمّد باقر عليه السّلام كه يا بن رسول اللّه ! آيا همهء شما قائم به حقّ نيستيد ؟ فرمود : بلى ، همه قائم به حقيم . گفتم : پس چگونه حضرت صاحب الأمر عليه السّلام را قائم ناميدند ؟ فرمود كه : چون جدّم ، حضرت امام حسين عليه السّلام شهيد شد ملائكه در درگاه الهى صدا به گريه و ناله بلند كردند و گفتند : اى خداوند و سيّد ما ! آيا غافل مىشوى از قتل برگزيدهء خود و فرزند پيغمبر پسنديدهء خود و بهترين خلق خود ؟ پس حقّ تعالى وحى كرد به سوى ايشان كه اى ملائكهء من ! قرار گيريد ، قسم به عزّت و جلال خود كه هرآينه انتقام خواهم كشيد از ايشان ، هر چند بعد از زمان‌ها باشد ، پس حقّ تعالى حجاب‌ها را برداشت و نور امامان از فرزندان حسين را به ايشان نمود و ملائكه به آن شاد شدند پس يكى از آن انوار را ديدند كه در ميان آن‌ها ايستاده بود به نماز مشغول بود حقّ تعالى فرمود كه : « با اين ايستاده از ايشان انتقام خواهم كشيد » .
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 30 . [ 2 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 30 .