دوم : حجة
؛ و اين از القاب شايعهء آن جناب است كه در بسيارى از ادعيه و اخبار به همين لقب مذكور شدهاند و بيشتر محدّثين آن را ذكر نمودهاند ، و با آن كه در اين لقب ساير ائمّه عليهم السّلام شريكند ، و همه حجّتهايند از جانب خداوند بر خلق و لكن چنان اختصاص به آن جناب دارد كه در اخبار هر جا بىقرينه و شاهدى ذكر شود مراد آن حضرت است ، و بعضى گفتهاند : لقب آن جناب حجة اللّه است به معنى غلبه يا سلطنت خداى بر خلايق چه اين هر دو به واسطهء آن حضرت به ظهور خواهد رسيد ، و نقش خاتم آن جناب « انا حجّة اللّه » است .
سوم : خلف و خلف صالح
؛ كه مكرّر به اين لقب در السنهء ائمّه عليهم السّلام مذكور شده ، و مراد از خلف ، جانشين است كه حضرت ، خلف جميع انبياء و اوصياء گذشته بود ، و دارا بود جميع علوم و صفات و حالات و خصايص آنها را و مواريث الهيّه ، كه از آنها به يكديگر مىرسد و همهء آنها در آن حضرت و در نزد او جمع بود .
و در حديث لوح معروف كه جابر ، در نزد صدّيقهء طاهره عليها السّلام ديد ، مذكور است بعد از ذكر عسكرى عليه السّلام كه : آنگاه كامل مىكنم اين را به پسر خلف او كه رحمت است براى جميع عالميان ؛ بر او است كمال صفوت آدم و رفعت ادريس و سكينهء نوح و حلم ابراهيم و شدّت موسى و بهاء عيسى و صبر ايّوب . [ 1 ]
و در حديث مفضّل مشهور است كه چون آن جناب ظاهر شود ، تكيه كند به پشت خود به كعبه و بفرمايد : « اى گروه خلايق ! آگاه باشيد كه هر كه خواهد نظر كند به آدم و شيث پس اينك منم آدم و شيث » . [ 2 ]
و به همين نحو ذكر نمايد نوح و سام و ابراهيم و اسماعيل و موسى و يوشع و شمعون و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ساير ائمّه عليهم السّلام را .
چهارم : شريد
؛ مكرّر به اين لقب مذكور شده است در لسان ائمّه عليهم السّلام ، خصوص
هامش
[ 1 ] كمال الدين ، ج 1 ، ص 310 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 527 - 528 ، ح 2 ؛ الحاشية على الهيات الشرح الجديد على التجريد ، ص 452 .
[ 2 ] بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 9 .