پدرش موسى بن جعفر ، از پدرش جعفر بن محمّد ، از پدرش محمّد بن على ، از پدرش علىّ بن الحسين ، از پدرش حسين بن على ، از پدرش على بن ابى طالب ، از رسول خدا - صلوات اللّه عليهم اجمعين - پس به من فرمود بنويس ، گفتم : چه بنويسم ؟ فرمود : بنويس كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، الأيمان ما وقّرته القلوب ، [ 1 ] و صدّقته الأعمال ، و الاسلام ما جرى به اللسان ، و حلّت به المناكحة .
ابو دعامه گفت : گفتم : يا بن رسول اللّه ! صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىدانم كه كدام يك از اين دو بهتر است ، اين حديث يا اسناد آن ، فرمود : اين حديث در صحيفهاى است به خطّ علىّ بن ابى طالب و املاء رسول خدا - صلّى اللّه عليهما و آلهما - به هر يك از ماها به ارث رسيده ( انتهى ) . [ 2 ]
شيخ طبرسى روايت كرده كه ابو هاشم جعفرى رحمة اللّه اين اشعار را در باب علّت و كسالت حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام گفته :
مادت الأرض بى و ادّت فؤادى * و اعترتنى موارد العرواء
حين قيل الامام نضو عليل * قلت نفسى فدته كل الفداء
مرض الدّين لاعتلالك و اعتل * و غارت له نجوم السّماء
عجبا إن منيت بالدّاء و السّقم * و أنت الامام حسم الدّاء
أنت آسى الأدواء فى الدّين و * الدّنيا و محيى الأموات و الأحياء [ 3 ]
يعنى : مضطرب و متزلزل شد زمين بر من و سنگين شد فؤاد و دل من و فرو گرفت مرا تعب و لرز هنگامى كه گفتند به من امام عليه السّلام لاغر و عليل گشته ، گفتم :
جان من فدا و تمام فداى او باد ، پس گفتم مريض و عليل شد دين براى علّت تو و ستارگان آسمان براى مرض تو فرو شدند اى آقاى من ، تعجّب مىكنم كه تو مبتلا به
هامش
[ 1 ] ما وقر فى القلوب .
[ 2 ] مروج الذهب ، ج 4 ، ص 85 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 208 .
[ 3 ] اعلام الورى ، ص 348 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 222 .