و نيز مسعودى گفته در مروج الذّهب كه : وفات يافت حضرت امام على نقى عليه السّلام در روز دو شنبه چهار روز به آخر جمادى الآخرة مانده سنهء دويست و پنجاه و چهار ، و گاهى كه جنازهء آن حضرت را حركت مىدادند شنيدند جاريهاى مىگويد :
ما ذا لقينا فى يوم الأثنين قديما و حديثا ، يعنى : ما چه كشيديم از نحوست روز دوشنبه از قديم الأيّام تا اين زمان . [ 1 ]
و اشاره كرده به اين كلمه به روز وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جلافت منافقين طغام ، و البيعة الّتى عمّ شومها الاسلام ، و دور نيست كه اين جاريه همان باشد كه حضرت امام حسن عليه السّلام ندبهء او را شنيد و اين كلمات چون خلاف تقيّه بود حضرت نپسنديد .
و نيز مسعودى در اثبات الوصيّه نقل كرده كه : شدّت كرد گرمى هوا بر حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در تشييع جنازهء پدر بزرگوارش در رفتن به شارع براى نماز بر آن حضرت و در برگشتن به علاوه زحمتى كه بر آن حضرت رسيد از كثرت جمعيّت و فشار مردم آن جناب را ، پس در وقتى كه برگشت به منزل برود ، در بين راه رسيد به دكّان بقّالى كه آب پاشيده بود به طورى كه خنك شده بود ، حضرت چون هواى خنك آنجا را ديد ، سلام كرد بر آن مرد و رخصت خواست كه آنجا بنشيند لحظهاى استراحت كند ، آن مرد اذن داد آن حضرت در آنجا نشست و مردم نيز اطراف آن جناب ايستادند ، در اين هنگام جوان خوشرويى با جامهء نظيف وارد شد در حالى كه سوار بود بر استر اشهبى و جامهاى كه در زير قبا داشت سفيد بود ، پس از استر پياده گشت و از آن حضرت خواست كه سوار شود پس آن جناب سوار شد تا به خانه آمد و پياده گشت و از عصر همان روز بيرون آمد از ناحيهء آن حضرت توقيعات و غير آن هم چنان كه از ناحيهء والد بزرگوارش بيرون مىآمد گويا مردم فاقد نشدند مگر شخص حضرت امام علىّ نقى عليه الصّلاة و السّلام را . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] مروج الذهب ، ج 4 ، ص 84 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 207 به نقل از آن .
[ 2 ] اثبات الوصية ، ص 206 .