آن حضرت هجوم آوردند و به خانه ريختند و هر چه تفتيش كردند چيزى نيافتند ، و ديدند آن حضرت در حجرهاى است و در را بر روى خود بسته ، و جامهاى [ 1 ] از پشم پوشيده و بر روى زمين كه رمل و ريگ ريزه بود نشسته و توجهش به سوى حق تعالى است و مشغول خواندن آيات قرآن است ، پس آن جناب را با آن حال مأخوذ داشتند و به نزد متوكّل حمل كردند ، و گفتند : در خانهء او ريختيم و چيزى نيافتيم ، و ديديم آن جناب را نشسته بود رو به قبله و قرآن تلاوت مىكرد .
و متوكّل در آن حال در مجلس شراب بود . پس آن امام معصوم را در آن مجلس شوم بر آن ميشوم وارد كردند . و متوكّل جام شراب در دستش بود ، از براى آن جناب تعظيم كرد . و آن حضرت را در پهلوى خود نشانيد و جام شراب را به آن حضرت تعارف كرد ! آن حضرت فرمود : و اللّه شراب داخل گوشت و خون من نشده هرگز ، مرا معفوّ دار . پس او را معفوّ داشت . آنگاه گفت : براى من شعر بخوان .
حضرت فرمود : انّى قليل الرّواية للشّعر . من چندان از شعر روايت نشدهام .
گفت : از اين چارهاى نيست . پس حضرت انشاد فرمود اين اشعار را كه مشتمل است بر بىوفايى دنيا و مرگ سلاطين و ذلّت و خوارى ايشان پس از مرگ :
باتوا على قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرّجال فلم تنفعهم القلل
و استنزلوا بعد عزّ من معاقلهم * و اسكنوا حفرا يا بئسما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد دفنهم [ 2 ] * اين الأساور [ 3 ] و التّيجان و الحلل
اين الوجوه الّتى كانت منغّمة * من دونها تضرب الاستار و الكلل
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدّود تنقل
قد طالما أكلوا دهرا و قد شربوا * و أصبحوا اليوم بعد الاكل قد أكلوا
هامش
[ 1 ] بدرعه . ( خ . ل )
[ 2 ] بعد ما قبروا . ( خ . ل )
[ 3 ] اين الاسرّة . ( خ . ل )